پيش‌بيني‌هاي جمعيتي در برنامه‌هاي توسعه کشور

 
 

اشاره: شناخت تحولات و دگرگوني‌هاي جمعيتي، تعداد و آينده جمعيت در تمام فعاليت‌هايي كه به نحوي با مسايل جمعيتي مرتبط هستند داراي اهميت و جايگاهي ويژه است. به جرأت مي‌توان گفت كه يكي از مؤلفه‌هاي اساسي برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي و اجتماعي در هر كشوري، آگاهي از جمعيت فعلي و برآورد آن براي سال‌هاي آينده است. آگاهي كافي در مورد آينده تحولات كل جمعيت، شاخص‌هاي جمعيتي  و ساختار سني و جنسي جمعيت كشور تا حدودي نيازهاي آتي جامعه را مشخص مي‌كند و با توجه به اين نيازها بهتر مي‌توان در جهت برنامه‌ريزي براي آينده كشور كوشيد. هر كشوري به فراخور ساختار جمعيتي مربوط به آن (جوان، میانسال یا سالخورده) نيازهاي خاصي خواهد داشت و به تبع آن نيازمند برنامه‌ريزي‌هاي متناسبی خواهد بود.

 نگاهي به موضوع از منظر اقتصادي، اهميت مسأله را دو چندان مي‌كند. بخش‌هاي مختلف اقتصادي تأثير انكارناپذيري بر كميت و كيفيت متغيرهاي جمعيتي دارد و همچنين در مورد تأثير متغيرهاي جمعيتي بر اقتصاد نمي‌توان ترديد كرد. كميت و كيفيت مسايل جمعيتي و تصوري از آينده جمعيت بر مسايل اقتصادي تأثير خواهد گذاشت و براي انجام برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي مؤثر نياز مبرمي به آگاهي از تعداد و برآوردهايي از آينده جمعيت خواهيم داشت.

 رشد سريع جمعيت حجم تقاضا را براي كار به سرعت بالا مي برد. با توجه به اينكه فقدان برنامه‌ريزي در راستاي تأمين مشاغل تازه براي جويندگان كار، مشكلات اجتماعي و اقتصادي را به دنبال خواهد داشت، سوق دادن اقتصاد به سوي اشتغال كامل بايد به‌عنوان يك هدف ملي در برنامه‌ريزي‌ها مورد توجه قرار گيرد و براي اين منظور برآورد كمي نيروي انساني ضروري است. تحقق هدف‌هاي جمعيتي و تأثير آن در ميزان عرضه نيروي انساني در سال‌هاي كنوني و آتي شايان توجه بوده و با توجه به رابطه بسيار نزديك سرنوشت اقتصادي ملت‌ها با توزيع كمي و كيفي جمعيت فعال، از مباحث عمده بررسي‌هاي نيروي انساني است.

با توجه به اهميت انکارناپذير پيش‌بيني و آينده‌نگري جمعيت در برنامه‌هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور و حساسيت و تأثيرپذيري اين پيش‌بيني‌ها از تحولات اقتصادي و اجتماعي مرتبط با مسايل جمعيتي، توجه به مسأله پیش‌بینی جمعیت در برنامه‌های توسعه از اهمیت خاصی برخوردار است و توجه ویژه‌ای را می‌طلبد.

روش‌هاي پيش‌بيني جمعيت

            منظور از پيش‌بيني جمعيت، پيش‌بيني تغيير ويژگي‌ها و اندازه جمعيت است. اندازه جمعيت را مي‌توان با در نظر گرفتن تغييراتي كه در گذشته به وجود آمده، پيش‌بيني كرد. ميزان‌هاي رشد جمعيت اغلب براساس اطلاعات مربوط به گذشته محاسبه و برخي اوقات نيز از آنها در توابع رياضي براي پيش‌بيني اندازه احتمالي جمعيت در آينده، استفاده مي‌شود. البته اين روش تنها اندازه كل جمعيت را به‌دست مي‌دهد (نه ويژگي‌ها و مختصات آن). اين روش پيش‌بيني جمعيت، به روش رياضي موسوم است.

            روش‌هاي رياضي اغلب در پيش‌بيني جمعيت مناطق كوچك، در داخل يك كشور به كار برده مي‌شوند و به ندرت از آنها در پيش‌بيني جمعيت كل كشور استفاده مي‌شود. اين روش‌ها ساختار سني جمعيت را به دست نمي‌دهند، اگر چه تعداد كل هر جنس را مي‌توان به دست آورد اما پيش‌بيني‌هاي مربوط به هر جنس به‌صورت جداگانه و مستقل انجام مي‌شود و بنابراين به‌طور لزوم بين آنها سازگاري وجود ندارد. با وجود ‌اين، اين روش‌ها براي پيش‌بيني جمعيت مناطق كوچك بدون آمار ثبتي كامل، مفيد هستند.

براي پيش‌بيني جمعيت كل، چندين تابع رياضي وجود دارد كه توابع خطي، نمايي و لجستيكي بيشتر از همه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين پيش‌بيني‌ها اغلب با استنباط جمعيت آينده از روي خط سير جمعيت در گذشته انجام مي‌شوند. وقتي اين روش در جمعيت كل كشور به كار برده مي‌شود، ممکن است، پيش‌بيني‌ها به علت نبود كنترل روي اجزاي رشد جمعيت و ساختار سني، اشتباه ازآب درآيند. براي مناطق كوچك، نتايج قابل قبول‌تر هستند زيرا پيش‌بيني‌ها را مي‌توان به‌وسيله يك پيش‌بيني كلي كه مربوط به مجموع مناطق كوچك مي‌شود، محدود كرد.

روش ديگر پيش‌بيني يك جمعيت كه مفيدتر و كارآمدتر بوده، همانند‌سازي چگونگي تغييرات جمعيت براساس اجزاي مرگ و مير، باروري و مهاجرت است. براساس اطلاعات مربوط به گذشته، در خصوص روند و خط سير اين اجزا در آينده، فرض‌هایی داده مي‌شود. سپس با استفاده از يك روش همانندسازي و با اين فرض‌ها كه مرگ و مير افراد براساس سن وجنس آنها بوده، زنان داراي فرزند مي‌شوند و افراد محل اقامت خود را تغيير مي‌دهند، ميزان‌هاي پيش‌بيني شده در ساختار سني و جنسي جمعيت به كار برده مي‌شوند. اين روش براي پيش‌بيني جمعيت روش اجزايي يا به عبارت ديگر، روش تركيبي ناميده مي‌شود.

   در روش تركيبي پيش‌بيني جمعيت، هر گروه از افراد هم‌سال از لحاظ وضعيت مرگ و مير، باروري و مهاجرت در طول عمرشان پي‌گيري مي‌شوند. اين كار با يك جمعيت پايه، بر حسب سن و جنس شروع مي‌شود و جمعيت هر سن معين، در معرض احتمال‌هاي مرگ و ميري كه توسط سطح‌ها و الگوهاي پيش‌بيني شده برحسب سن و جنس تعيين مي‌شوند، قرار مي‌گيرند. وقتي مرگ و ميرها برآورد شدند، آنها از جمعيت زنده كم مي‌شوند و آنهايي هم كه زنده مي‌مانند، مسن‌تر مي‌شوند. ميزان‌هاي باروري نيز پيش‌بيني می‌شود و براي برآورد تعداد تولدها در هر سال در جمعيت زناني كه در سنين باروري هستند، ضرب مي‌شوند. هرگروه از كودكان متولد شده نيز در حالي كه در معرض مرگ و مير قرار مي‌گيرند، طي زمان پي‌گيري مي‌شوند. در نهايت، اين روش هر فرد مهاجر به داخل را كه وارد جمعيت و هر فرد مهاجر به خارج را كه از جمعيت خارج مي‌شود، محاسبه مي‌كند. افراد مهاجر در هر سن معين، به جمعيت اضافه يا از آن كم مي‌شوند. تمام اين مراحل براي هر سال از دوره پيش‌بيني شده، تكرار مي‌شود كه در نهايت جمعيت پيش‌بيني شده، بر حسب سن و جنس بعلاوه ميزان‌هاي خام تولد و مرگ و مير، ميزان‌هاي افزايش طبيعي و ميزان‌هاي رشد جمعيت براي هريك از سال‌ها به دست مي‌آيد.

پيش‌بيني جمعيت را مي‌توان بر حسب سنين منفرد يا برحسب گروه‌هاي سني انجام داد. اگر چه در حال حاضر بيشتر پيش‌بيني‌هاي جمعيتي بر حسب گروه‌هاي سني پنجساله انجام مي‌گيرد اما پيش‌بيني جمعيت بر حسب سنين منفرد، بیش از پیش رايج‌تر مي‌شود و ممكن است در آينده نزديك به صورت تنها روش پيش‌بيني جمعيت درآيد.

پيش‌بيني جمعيت در برنامه اول توسعه (1368 تا 1372)

            پيش‌بيني جمعيت در طول برنامه اول توسعه به‌شدت متأثر از افزايش مواليد و رشد جمعيت در دهه پس از انقلاب بود. دهه‌اي كه در آن جمعيت كشور، ميزان باروري كل را در حد ميزان طبيعي و نرخ رشد 9/3 درصدي تجربه مي‌كرد. در اين شرايط بود كه لزوم اجراي سياست‌هاي كنترل مواليد به‌شدت احساس مي‌شد و تلاش‌هاي بي‌وقفه صاحب‌نظران حوزه جمعيت در جهت گنجاندن سياست‌هاي كنترل مواليد و تنظيم خانواده در برنامه‌هاي درازمدت‌ توسعه براي نخستين مرتبه به بار نشست و صاحب‌نظران و سياستگذاران حوزه برنامه‌ريزي به اين مهم تأكيد كردند. در حقيقت عامل ازدياد شديد جمعيت در برنامه اول توسعه به عنوان يك عامل منفي و نامطلوب تلقي مي‌شد كه عاملي بازدارنده در راه توسعه كشور بود و سياست‌هاي كنترل مواليد در اين برنامه پاسخي به اين تلقي به‌شمار مي‌آمد اما در چنين شرايطي كمتر كسي تصور مي‌كرد كه نرخ رشد جمعيت كشور با چنين سرعتی كاهش يابد و تصور جمعيت‌شناسان بر اين بود كه رشد جمعيت كشور در افق دراز‌مدت‌تري كاهش پیدا کند. از اين‌رو، در مبحث تحولات آتي جمعيت در برنامه اول توسعه آمده است: «بررسي‌هاي جمعيت شناختي بر اين واقعيت تأكيد دارند كه چنانچه روند كنوني افزايش طبيعي جمعيت تداوم يابد، حتي با وجود تغييري كه در الگوي استقرار جمعيت و به‌ويژه افزايش شهرنشيني صورت خواهد گرفت، تا سال 1390 جمعيت ايران به مرز 107 ميليون نفر خواهد رسيد و بر اثر آن، الگوي كاربردي منابع و امكانات توليدي كشور بي‌رويه‌تر و ميزان محروميت‌ها و عدم تعادل‌هاي اساسي شديدتر خواهد شد. خاصه آنكه از فرآيند رشد طبيعي بالاي جمعيت، بيش از همه، خانوارهاي وابسته به قشرهاي كم‌درآمد، نواحي و مناطق محروم و بخش‌هاي سنتي اقتصادي لطمه خواهند ديد.

            ضرورت حياتي جلوگيري از آثار و عوارض مخربي كه از ناحيه تداوم روند كنوني نرخ رشد طبيعي جمعيت، متوجه هدف‌ها و آرمان‌هاي متعالي رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي و به‌ويژه هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي و معنوي و به‌طور كلي شئونات زيستي جامعه شده، اتخاذ سياست متناسبي را در زمينه مهار اين رشد نامطلوب جمعيت الزامي كرده است».

            البته اين مطالب بيشتر هشداري براي مسؤولان بود تا مسأله رشد شتابان جمعيت مورد توجه بيشتري قرار گيرد. در ادامه خطوط كلي سياست‌هاي تحديد مواليد كشور در برنامه اول به اين شرح است: «در اين راستا بر مبناي بررسي‌هاي به عمل آمده، اعمال سياست تعديل مواليد از 4/6 مولود زنده به دنيا آمده در دوران بالقوه باروري يك زن (سال 1365) به چهار نوزاد در سال 1390 و كاهش نرخ رشد طبيعي جمعيت از 2/3 به 3/2 درصد در همين مدت با توجه به ساختمان فعلي بسيار جوان جمعيت و ويژگي‌هاي زيستي و فرهنگي جامعه امكان‌پذير خواهد بود. از اين‌رو، كاهش باروري عمومي زنان تا حد 4 نوزاد و نرخ رشد طبيعي 3/2 درصد در سال 1390 مهم‌ترين هدف‌هاي سياست تحديد مواليد كشور خواهد بود و متناسب با اين هدف‌هاي درازمدت، كاهش نرخ رشد طبيعي جمعيت به 05/3 درصد در انتهاي اين برنامه و ابتداي برنامه توسعه بعدي، از طريق اثرگذاري آگاهانه و برنامه‌ريزي شده بر متغير باروري به عنوان عمده‌ترين هدف جمعيتي اين برنامه در نظر گرفته شده است.

به منظور رسيدن به اين هدف، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به عنوان مجري اين سياست موظف شد، با همه توان و امكانات خود، به‌طور متوسط 24 درصد از زنان و مادران واقع در مقاطع سني بالقوه باروري را طي سال‌هاي 1368 تا 1372 تحت پوشش برنامه تنظيم خانواده قرار دهد. از اين ديدگاه اولويت با آن قسمت از نواحي، مناطق جغرافيايي و قشرهاي اجتماعي كشور خواهد بود كه از باروري ناخواسته زيان‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بيشتري مي‌ديدند.

تحقق اين هدف‌ها علاوه بر فعاليت‌هاي واحد اجرايي تنظيم خانواده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، مستلزم كوشش‌هايي از اين قرار بود:

- بالابردن سطح سواد و دانش عمومي افراد جامعه به‌خصوص افزايش ضريب پوشش تحصيلي دختران لازم التعليم.

- اعتلاي موقعيت زنان از طريق تعميم آموزش و افزايش زمينه‌هاي مشاركت زنان در امور اقتصادي و اجتماعي جامعه و خانواده.

- ارتقاي سطح سلامت افراد جامعه و كاهش مرگ و مير مادران و كودكان.

- لغو تمام مقررات مشوق رشد جمعيت و اتخاذ تدابير متناسب با سياست تحديد مواليد كشور».

براساس پيش‌بيني برنامه اول توسعه، جمعيت كشور بايد از حدود 775/52 ميليون نفر در سال 1367 به 684/61 ميليون نفر در سال 1372 مي‌رسيد. ميزان شهرنشيني جمعيت كشور از 86/55 درصد به 92/59 درصد و حجم جمعيت شهرنشين در همين فاصله زماني از 471/29 ميليون نفر به 964/36 ميليون نفر افزايش مي‌يافت. ميزان رشد سالانه پيش‌بيني شده طي اين دوره براي جمعيت شهري 6/4 درصد و ميزان رشد سالانه جمعيت روستايي 2/1 درصد پيش‌بيني شده بود.

جدول شماره يك پيش‌بيني و عملكرد تعداد جمعيت در برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور را نشان مي‌دهد. البته در اين برنامه تنها کل جمعيت در طول برنامه به تفکيک شهر و روستا پيش‌بيني شده است و به نظر مي‌رسد روش پيش‌بيني روش رياضي بوده و با استفاده از فرمول نرخ رشد جمعيت، جمعيت در طول برنامه پيش‌بيني شده و به ساختار يا ترکيب سني جمعيت پرداخته نشده است. البته پيش‌بيني جمعيت در برنامه اول توسعه متأثر از رشد شتابان جمعيت در ده سال گذشته بوده و در اين سال‌ها ميزان رشد جمعيت در حدي بوده که تصور کاهش سريع رشد جمعيت را تا حدودي ناممکن مي‌ساخت. از اين‌رو، در اين شرايط جمعيت پيش‌بيني شده و به‌ويژه تعداد جمعيت در سال‌هاي پاياني برنامه بسيار بيشتر از عملکرد جمعيت بوده است.

از آنجا كه سرشماري سال 1375 و آمارگيري جاري‌ جمعيت سال 1370 با مقدار قابل توجهي کم‌شماري مواجه بوده است، تعداد جمعيت سرشماري شده، نشان‌دهنده جمعيت واقعي جامعه نخواهد بود و در واقع رقم عملكرد تعداد جمعيت بيشتر از رقم سرشماري شده، است. با توجه به موارد يادشده، جمعيت پيش‌بيني شده با جمعيت اصلاح شده و سرشماري شده، مقايسه شده است. 

براساس لايحه برنامه اول، جمعيت سال 1372 (سال آخر برنامه اول توسعه) 61684 هزار نفر پيش‌بيني شده است اما عملکرد  تعداد جمعيت براساس جمعيت اصلاح شده 59640 هزار نفر و براساس سرشماري 57488 هزار نفر بوده که براساس اين، جمعيت پيش‌بيني شده به ترتيب 2044 و 4196 هزار نفر بيشتر از عملکرد برنامه براساس جمعيت اصلاح شده و سرشماري شده، بوده است. با توجه به اينكه روند كاهش رشد جمعيت در برنامه اول توسعه بسيار كند در نظر گرفته شده، اين مسأله باعث شده است كه با گذشت زمان تفاوت بين پيش‌بيني و عملكرد برنامه به شدت افزايش يابد و براساس سرشماري به بيش از چهار ميليون نفر در سال پاياني برنامه اول برسد اما بايد خاطر‌نشان كرد كه به دليل احتمال كم‌شماري در سرشماري سال 1375 و آمارگيري جاري جمعيت در سال 1370 رقم واقعي تفاوت بايد كمتر از اين عدد باشد و در واقع رقم واقعي تفاوت پيش‌بيني و عملكرد بايد رقم به دست آمده از جمعيت اصلاح شده، باشد. در نهايت ملاحظه مي‌شود که تعداد جمعيت برآورد شده در طول برنامه اول بسيار بيشتر از عملکرد تعداد جمعيت بوده است و همانگونه که ذکر شد، پديده بيش برآورد پيش‌بيني جمعيت در اين سال‌ها به دليل شرايط خاص جمعيتي و رشد شتابان جمعيت در آن دوره بوده است.

پيش‌بيني جمعيت در برنامه دوم توسعه (1374 تا 1378)

            در مقدمه مدل‌هاي كلان و الگوي پيش‌بيني تحولات جمعيتي مورد استفاده در تدوين برنامه دوم آمده است: «در جريان تدوين دومين برنامه توسعه اقتصادي كشور مطالعات وسيعي پيرامون كم و كيف داده‌هاي جمعيتي موجود در كشور صورت گرفت و براساس آنها نرم‌افزاري براي برآورد جمعيت و شاخص‌هاي حياتي طراحي شد. اين نرم‌افزار با استفاده از توزيع سني و جنسي جمعيت در دو سرشماري متوالي ميزان‌هاي حياتي را برآورد و سپس با استفاده از آنها جمعيت آتي كشور را پيش‌بيني مي‌كرد. در اين برنامه پس از برآورد جمعيت كل كشور، توزيع سني و جنسي جمعيت به تفكيك استان‌هاي كشور نيز برآورد شد. برآورد اخير بر مبناي نتايج استاني طرح جاري جمعيت و اصلاحات آن صورت گرفت. در اين برآورد، ابتدا سهم هر استان در جمعيت اصلاح شده هر گروه سني به دست آمد و سپس با اين فرض كه سهم هر استان در هرگروه سني تا آخر برنامه ثابت باشد، توزيع سني جمعيت استان‌هاي كشور نيز به دست آمد».

در مباحث جمعيتي مرتبط با برنامه دوم پيش‌بيني شد که جمعيت کشور طي سال‌هاي1365 تا 1370 به‌طور متوسط سالانه 95/2 درصد افزايش خواهد يافت که در مقايسه با دهه 1355 تا 1365 کاهش قابل ملاحظه‌اي نشان مي‌دهد. توقف مهاجرت‌هاي گذشته به داخل کشور و کاهش سريع در ميزان مواليد، دو عامل اساسي در کاهش نرخ رشد جمعيت کشور در اين دوره محسوب مي‌شوند.

همچنين پيش‌بيني شده است که در اواخر برنامه دوم به دليل ورود جمعيت زنان متولد دوره 1355 تا 1365 به سنين باروري و فرزند آوري، به‌رغم کنترل مواليد، بار ديگر تعداد مواليد و نرخ رشد جمعيت افزايش يابد. در واقع در طول برنامه دوم به سرعت به تعداد زنان واقع در سنين باروري افزوده خواهد شد. در طول اين برنامه تعداد زنان واقع در سن باروري به‌طور متوسط سالانه4/3 درصد افزايش خواهد يافت. رشد سريع زنان واقع در سن باروري نشان مي‌داد که در آينده سياست‌هاي کنترل مواليد بايد با دقت و جديت پي‌گيري شود.

ميزان باروري کل براي سال 1377 (سال آخر برنامه دوم) 65/3 فرزند براي هر زن واقع در سن باروري و اميد به زندگي در بدو تولد براي اين سال 5/68 سال پيش‌بيني شده است. موارد يادشده نشان مي‌دهد که طي دوره برنامه دوم توسعه رشد سريع جمعيت هنوز تهديدي براي جمعيت تلقي و لزوم ادامه برنامه‌هاي کنترل مواليد به‌شدت احساس مي‌شود.  

            جدول شماره 2 پيش‌بيني و عملكرد تعداد جمعيت را در برنامه دوم توسعه، نشان مي‌دهد. براساس اطلاعات جدول، جمعيت كشور در سال 1372، 60055 هزار نفر پيش‌بيني شد كه اين رقم براساس جمعيت اصلاح شده 415 هزار نفر و براساس سرشماري 2529 هزار نفر بيشتر از عملكرد تعداد جمعيت در كشور بود. همچنين جمعيت سال 1377، 67330 هزار نفر پيش‌بيني شده است كه اين رقم نيز براساس جمعيت اصلاح شده 2934 هزار نفر و براساس سرشماري 5185 هزار نفر بيشتر از عملكرد تعداد جمعيت در كشور بود. عملکرد تعداد جمعيت در سال آخر برنامه براساس جمعيت اصلاح شده 64396 هزار نفر و براساس سرشماري 62145 هزار نفر بود. تعداد جمعيت اصلاح شده دو ميليون نفر بيشتر از جمعيت سرشماري شده بود که اين تفاوت به دليل کم شماري در سرشماري سال 1375 به وقوع پيوست.

در برخي موارد به‌منظور ارزيابي صحت و دقت سن و جنس اطلاعات جمعيتي، ابتدا نسبت جنسي (تعداد مردان به ازاي يكصد زن و از تقسيم تعداد مردان بر زنان ضربدر 100) به تفكيك گرو‌ه‌هاي سني پنجساله براي اطلاعات مورد نظر محاسبه مي‌شود و سپس ارقام به دست آمده با روند مورد انتظار نسبت جنسي مورد مقايسه قرار مي‌گيرد. هر اندازه روند انطباق ارقام به دست آمده با روند مورد انتظار بيشتر باشد، صحت و دقت اطلاعات نيز بيشتر خواهد بود.  

ساختار جنسي جمعيت پيش‌بيني شده نشان مي‌دهد كه نسبت جنسي جمعيت پيش‌‌بيني شده در گروه‌هاي سني مختلف، متناسب با الگوي مورد انتظار نيست. براساس الگوي مورد انتظار، نسبت جنسي ‌بايد در بدو تولد حدود 105 باشد كه اين عدد با بالا رفتن سن كاهش پيدا مي‌كند و در حدود سن 40 سالگي به عدد 100 مي‌رسد و از اين سن به بعد به زير 100 گرايش مي‌يابد. جدول شماره 3 نسبت جنسي جمعيت پيش‌بيني شده در سال‌هاي 1372 و 1377 را نشان مي‌دهد. اطلاعات اين جدول نشان مي‌دهد كه نسبت جنسي در هيچكدام از گروه‌هاي سني و به‌طور طبيعي در كل جمعيت پيش‌بيني شده بالاتر از عدد مورد انتظار است و اين مسأله به معناي پيش‌بيني اضافي در جمعيت مردان يا پيش‌بيني كم در تعداد جمعيت مردان يا هر دو مورد در پيش‌بيني جمعيت، در برنامه دوم توسعه بوده است. اين موارد نيز گواهي بر عدم صحت و دقت جمعيت پيش‌بيني شده در برنامه دوم توسعه است.

تعداد جمعيت پيش‌بيني شده، عملکرد جمعيت و تفاوت پيش‌بيني و عملکرد به تفکيک گروه‌هاي سني و جنس براي سال‌ 1372 و سال 1377 در جدول‌هاي شماره 4 و 5 به تفصيل آمده است. اطلاعات به دست آمده نشان مي‌دهد كه تفاوت و تناقض در جمعيت پيش‌بيني شده و عملكرد جمعيت براساس سرشماري و جمعيت اصلاح‌شده علاوه بر اينكه در كل جمعيت پيش‌بيني شده موجود است، در ساختار سني به دست آمده نيز تفاوت زيادي مشاهده مي‌شود. همانگونه كه پيش‌از اين ذكر شد، پيش‌بيني جمعيت برنامه دوم متأثر از رشد شتابان جمعيت در سال‌هاي قبل از برنامه بوده و اين امر منجر به اضافه برآورد در پيش‌بيني جمعيت شده و فروض به كار رفته در باروري بسيار بالاتر از واقعيت، در نظر گرفته شده و اين امر منجر به اضافه پيش‌بيني جمعيت گروه سني 4-0 ساله در سال 1372 و با شدت بيشتري در سال 1377 شده است. البته عملكرد جمعيت براساس سرشماري متأثر از كم‌شماري جمعيت در سال‌هاي 1370 و 1375 نيز بوده است. در سال 1377، به دلايلي كه عنوان شد، اضافه برآورد در گروه سني 9-5 ساله نيز مشاهده مي‌شود. از ساير تناقض‌هاي موجود مي‌توان به برآورد پايين جمعيت در گروه‌هاي سني 14-10 ساله، 59-55 ساله، 64-60 ساله و ... به شرح جدول شماره 4 در سال 1372 و يك گروه سني بالاتر در سال 1377 به شرح جدول شماره 5 اشاره كرد.

  پيش‌بيني جمعيت در برنامه سوم توسعه (1379 تا 1383)

            در برنامه سوم توسعه توجه خاصي به دستيابي به جامعه متعالي و توسعه‌يافته در سايه اتخاذ آرمان‌ها و سياست‌هاي ملي جمعيت شده است. از جمله اهداف سياست ملي جمعيت که مرتبط با سياست‌هاي کنترل مواليد بوده است، عبارت‌اند از:

- ايجاد درک و درايت و آگاهي بيشتر در بين مردم نسبت به ارزش و اهميت خانواده کوچک و فاصله گذاري بين زايمان‌ها هم به خاطر رفاه خانواده وسلامت مادر و هم کمک به كشور براي رسيدن به يک توسعه پايدار.

- تجهيز جوانان به اطلاعات و معلومات جمعيتي و شيوه‌های تنظيم خانواده و ايجاد حس وظيفه‌شناسي و مسؤوليت‌هايي که در زمينه رفتارهاي جمعيتي در قبال جامعه خواهند داشت.

 - تأمين مکفي و ايجاد تسهيلات بيشتر در دسترسي زوج‌ها و افراد به وسايل پیشگیری از بارداري و ارتقا بخشيدن به ميزان روی‌آوری و پذيرش روش‌هاي تنظيم خانواده.

در برنامه سوم توسعه بر لزوم هم‌سو و سازگار كردن گرايش‌ها و رفتارهاي جمعيتي با كاركردهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و در هم آميزي رويه‌ها و سياست‌هاي جمعيتي با منابع، محيط‌زيست و توسعه در استراتژي‌هاي توسعه ملي، تأكيد شده است. از اين‌رو، در مبحث استراتژي‌هاي مورد نياز براي پيشبرد سياست ملي جمعيت کشور آمده است: «درست است که براي دستيابي به الگوي توسعه پايدار تلاش و کوششي وافر به‌منظور ريشه‌کن کردن بيکاري، بيماري، سوءتغذيه، بي‌سوادي و بي‌سرپناهي، لازم است اما تجارب جهاني نشان از آن دارد که فقدان يک سياست جامع جمعيتي و به‌روز و همچنين تضاد بين حرکت‌ها و کارکردهاي جمعيت با ساير امور، باعث شده‌ است تا همواره بخش بزرگي از تلاش‌ها ناكام بماند. نيل به آرمان‌ها و هدف‌هاي سياست ملي جمعيت مستلزم پذيرش، درک و درايت و تلاشي همه جانبه در همه زمينه‌هاي مرتبط با جمعيت است و به دليل ارتباط و پيوند گسترده جمعيت با ساير امور، رعايت هماهنگي و هم‌سويي سياست ملي جمعيت با ساير سياست‌ها و برنامه‌هاي ملي نظير سياست‌هاي آموزشي، محيط‌زيست، بهداشت و درمان، مسکن و اشتغال حتمي است. با توجه به چارچوب و محتواي سياست‌هاي ملي، استراتژي‌هايي نظير استراتژي‌هاي زير ‌بايد اتخاذ شوند: تنظيم باروري، سلامت مادران و کودکان، آموزش، موقعيت زنان، رفاه خانوار، جوانان و اشتغال، محيط‌زيست، مهاجرت‌هاي روستا به شهر، مهاجرت‌هاي بين‌المللي، ابعاد فرهنگي توسعه، خدمات، اطلاعات، آموزش و ارتباطات، ظرفيت‌هاي آماري، اصلاحات قانوني و ...».

موارد يادشده نشان مي‌دهد که سياست‌هاي کنترل مواليد برنامه‌هاي قبل به نوع ديگري در برنامه سوم توسعه نيز پي‌گيري شده و تأکيد بر خانواده کوچک، آموزش جمعيت و تنظيم خانواده و برنامه‌هاي دسترسي به روش‌ها و وسايل پيشگيري دليلي بر اين مدعاست.

تعداد جمعيت پيش‌بيني شده در سال اول برنامه (سال 1379)، 6386 هزار نفر بوده است در حالي که عملکرد جمعيت براساس جمعيت اصلاح شده، 66048 هزار نفر و براساس سرشماري 64032 هزار نفر بوده است. تفاوت پيش‌بيني و عملکرد جمعيت در اين سال براساس جمعيت اصلاح شده 2186 هزار نفر و براساس سرشماري 170 هزار نفر بوده است. در نهايت در سال 1383 (سال پاياني برنامه سوم)، جمعيت پيش‌بيني شده 68166 هزار نفر بوده است، حال اينکه عملکرد جمعيت براساس جمعيت اصلاح شده 69176  هزار نفر و براساس سرشماري 68272 هزار نفر بوده است. بنابراين جمعيت پيش‌بيني شده 1010 هزار نفر کمتر از جمعيت اصلاح شده و 106 هزار نفر کمتر از جمعيت سرشماري شده است.

آنچه در مورد پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم اهميت دارد اين است که اگر چه پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم بسيار نزديک به عملکرد جمعيت براساس سرشماري بوده اما اين پيش‌بيني به شدت متأثر از کم‌شماري جمعيت پايه پيش‌بيني (جمعيت سرشماري شده سال 1375) است. به‌رغم اينکه ميزان باروري فرض شده در پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم بالاتر از رقم واقعي بوده ، کم‌شماري جمعيت پايه پيش‌بيني باعث شده است جمعيت پيش‌بيني شده بسيار نزديک به جمعيت سرشماري‌شده، باشد.

عملکرد جمعيت در برنامه سوم توسعه براساس جمعيت اصلاح شده نشان مي‌دهد که رقم پيش‌بيني شده در سال اول برنامه (سال 1379) بسيار کمتر از رقم واقعي جمعيت (جمعيت اصلاح شده) بوده و اين تفاوت ناشي از کم‌شماري جمعيت سال 1375 (جمعيت پايه پيش‌بيني) است که با گذر زمان اين فاصله کمتر مي‌شود.

در مجموع در پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم توسعه فروض باروري بالايي در نظر گرفته شده است اما کم‌شماري جمعيت پايه پيش‌بيني مانع از آن شد که جمعيت پيش‌بيني شده و عملکرد برنامه، نظير تفاوتي که با جمعيت اصلاح شده دارد، باشد. بنابراين اگر جمعيت پايه پيش‌بيني از صحت و دقت کافي برخوردار بود، نتيجه پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم توسعه بسيار بيشتر از رقم پيش‌بيني شده کنوني مي‌شد و به نظر مي‌رسد که با وجود کم‌شماري 5/2 ميليون نفري در سرشماري سال 1375، نتيجه پيش‌بيني با فرض‌های اعلام شده در برنامه سوم حدود سه ميليون نفر بيشتر از جمعيت پيش‌بيني شده براي سال آخر برنامه (سال 1383) بود.

            نگاهي به ترکيب سني و جنسي جمعيت در سال‌هاي اول و آخر برنامه (جدول‌هاي شماره 7 و 8) نشان دهنده بالا بودن تعداد جمعيت در گروه‌هاي سني پايين جمعيت پيش‌بيني شده نسبت به عملکرد جمعيت بوده که اين عامل نشان دهنده بالا بودن فرض‌های باروري در پيش‌بيني جمعيت است. نگاهي به ساختار سني جمعيت پيش‌بيني شده كشور در سال 1379 نشان مي‌دهد كه در اين سال جمعيت گروه سني 4-0 ساله بيشتر از عملكرد بوده است، در حالي كه عكس اين قضيه در ساير گروه‌هاي سني صدق مي‌كند و جمعيت پيش‌بيني شده كمتر از عملكرد بوده و  اين پديده ناشي از احتمال كم‌شماري در جمعيت پايه پيش‌بيني، است. پديده پيشي‌گرفتن تعداد جمعيت در گروه‌هاي سني پايين نسبت به عملكرد جمعيت در سال 1379 تشديد و به گروه سني بالاتر نيز منتقل شده است. نكته حايز اهميت در پيش‌بيني جمعيت برنامه سوم اين است كه ميزان باروري كل در نظر گرفته شده بالاتر از رقم واقعي بوده كه منجر به برآورد اضافي جمعيت در گروه‌هاي سني پايين شده است.

پيش‌بيني جمعيت در برنامه چهارم توسعه (1384 تا 1388)

     پيش‌بيني و عملكرد تعداد جمعيت در برنامه چهارم توسعه در جدول شماره 9 آمده است. جمعيت پيش‌بيني شده براي سال 1384 (سال اول برنامه چهارم) 68625 هزار نفر بوده و عملكرد جمعيت  70028 هزار نفر براساس جمعيت اصلاح شده و 69375 هزار نفر براساس سرشماري بوده، در نتيجه جمعيت پيش‌بيني شده 1403 هزار نفر براساس جمعيت اصلاح شده و 750 هزار نفر براساس سرشماري كمتر از عملكرد جمعيت است. جمعيت پيش‌بيني شده براي سال 1388 (آخرين سال برنامه چهارم) 72501 هزار نفر بوده است. براساس این، عملكرد جمعيت با توجه به جمعيت اصلاح شده 73541 هزار نفر و براساس سرشماري 73498 هزار نفر بوده در نتيجه جمعيت پيش‌بيني شده براساس جمعيت اصلاح شده 1040 هزار نفر و براساس سرشماري 997 هزار نفر كمتر از عملكرد جمعيت است.

            اطلاعات اين جدول نشان مي‌دهد که عملکرد جمعيت درسال آخر برنامه هم براساس سرشماري و هم براساس جمعيت اصلاح شده حدود يک ميليون نفر بيشتر از جمعيت پيش‌بيني شده، بوده است. در مجموع احتمال مي‌رود كه کم شماري در جمعيت پايه پيش‌بيني منجر به پيش‌بيني کم جمعيت در برنامه چهارم توسعه شده است. جدول‌هاي شماره 10 و 11 پيش‌بيني و عملكرد جمعيت به تفكيك گروه‌هاي سني و جنسي را براي سال‌هاي مورد مطالعه به تفصيل نشان مي‌دهد.

نتيجه‌گيري

پيش‌بيني‌هاي جمعيتي براي ارزيابي نيازهاي آينده كشور در سطوح ملي و منطقه‌اي ضروري است. اين پيش‌بيني‌ها سياستگذاران را قادر مي‌سازد تا بتوانند با توجه به تغييرات مطلق جمعيت و نسبت گروه‌هاي سني براي توسعه متوازن برنامه‌ريزي كنند و براي رفع نياز‌هاي آتي جامعه مانند ايجاد مشاغل جديد، نيازهاي آموزشي، بهداشتي ودرماني، مسكن، غذا و... اطلاعات لازم را در اختيار ارگان‌هاي ذي‌ربط قرار دهند. از آنجا كه اندازه جمعيت متأثر از شاخص‌هاي مرگ و مير، مواليد و مهاجرت بوده و ساخت جمعيت نيز تابعي از الگوي سني اين سه عامل است، از اين‌رو، تمام فرضيه‌سازي‌ها براي برآورد آينده جمعيت تابع تغييرات يادشده، خواهد بود.

تغييرات قابل ملاحظه روش زندگي در هر نسل، تغييرات هرروزه فناوري، حركت به سوي جهاني‌شدن و دنياي بدون مرز ارتباطات و اطلاعات، عواملي هستند كه سبب خدشه‌دار شدن پيش‌بيني‌هاي جمعيتي مي‌شوند. بنا‌براين هرگونه برآوردي از آينده به‌راحتي قابل نقد خواهد بود.

در يك نگاه كلي به نتايج به دست آمده از بررسي پيش‌بيني‌هاي جمعيتي در برنامه‌هاي اول، دوم، سوم و چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مي‌توان گفت كه ميزان باروري در نظر گرفته شده براي پيش‌بيني جمعيت در اين برنامه‌ها به دليل سوابق رشد سريع جمعيت در سال‌هاي پيشين بالاتر از باروري واقعي در نظر گرفته شده كه اين امر خود، منجر به برآورد اضافي جمعيت در سال‌هاي مورد مطالعه شده است. البته در اين بين، عامل تأثيرگذار مهم ديگر، نبود دقت لازم در جمعيت پايه پيش‌بيني‌هاي جمعيتي بوده که گاه به نفع يا ضرر پيش‌بيني‌هاي موجود عمل كرده است. در مورد پيش‌بيني جمعيت در برنامه‌هاي سوم و چهارم، نواقص كار را بيشتر بايد در ساختار جمعيت پيش‌بيني شده جست و جو كرد. از اين‌رو، با توجه به موارد يادشده لزوم توجه جدي به مسايل مرتبط با پيش‌بيني‌هاي جمعيتي، به‌ويژه حساسيت بيشتر نسبت به جمعيت پايه پيش‌بيني و استفاده از ديدگاه‌هاي  متخصصان امر از ضرورت بسياري برخوردار خواهد بود. 

     

منابع:

1- آمارگيري جاري جمعيت سال 1370، مرکز آمار ايران، سال 1373.

2- اري‌اگا، ادوارد، روش‌هاي تحليل جمعيت، ترجمه امين مظفري، انتشارات احرار تبريز، سال 1387.

3- لايحه برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، انتشارات وزارت برنامه و بودجه(سابق)، سال1368.

4- مستندات برنامه دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، مدل‌هاي كلان و الگوي پيش‌بيني تحولات جمعيتي مورد استفاده در تدوين برنامه دوم، سازمان برنامه و بودجه(سابق)، سال1372.

5- مستندات برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، جلد سوم، روند گذشته، جاري و آينده‌نگري ده ساله جمعيت ايران، سازمان برنامه و بودجه(سابق)، سال 1377. 

6- ميرزايي، محمد، گفتاري در باب جمعيت‌شناسي كاربردي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، سال1384.

7- سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1365، مرکز آمار ايران.

8- سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1375، مرکز آمار ايران.

9- اطلاعات سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1385، مرکز آمار ايران.

*كارشناس دفتر نظارت برنامه