بازتوزیع منابع آزادشده از طرح هدفمندسازی یارانهها در ایران، در تئوری و عمل

 
 

اشاره: یارانه از جمله ابزارهای مهم اقتصادی دولتها برای حمایت از اقشار و فعالیت‌های تولیدی آسیبپذیر است. پرداخت یارانه با نقش دولت در اقتصاد ارتباط متقابلی دارد. البته میزان دخالت و نحوه اعمال پرداخت یارانهها محل افتراق نظامهای مختلف اقتصادی است. در تمام نظامهای اقتصادی مسأله رفاه و تأمین اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین دولتها با هدف تأمین رفاه و امنیت اجتماعی و حمایت از اقشار نیازمند، همواره بخشی از هزینههای جاری خود را به‌صورت یارانه در اختیار افراد نیازمند قرار میدهند.

به‌طور کلی از جمله مهم‌ترین اهداف اعطای یارانه توسط دولتها میتوان به حمایت از اقشار محروم، کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد بهبود در توزیع درآمدها، افزایش رفاه عمومی، کمک به تخصیص بهینه منابع کمیاب و کمک به ایجاد شرایط ثبات اقتصادی از طریق اصلاح قیمتها اشاره کرد. البته روش‌های مختلفی برای حمایت از گروههای آسیبپذیر در جوامع مختلف وجود دارد. روش پرداخت یارانه عام گاه به دلیل واقعی نبودن قیمت کالاهای یارانهای موجب مشکلات عدیدهای از جمله: عدم تخصیص کارآمد منابع، افزایش مصرف، افزایش اتلاف منابع، قاچاق و بروز مفاسد اقتصادی و کاهش کارآیی در اقتصاد می‌شود. در واقع یارانهها با تحریف قیمتها از یک سو، مانع تخصیص بهینه منابع می‌شوند و رشد اقتصادی را کاهش می‌دهند و از سوی دیگر، با ایجاد کسری بودجه و افزایش هزینههای اجتماعی، باعث آثار سوء کلان بر اقتصاد ملی میشوند. در ایران نیز پرداخت همگانی یارانه از طریق دخالت در سازوکار قیمتها، مشكلات و مسایل جدی را برای اقتصاد كشور به همراه آورده است. اگرچه این شیوه از نظر اجرایی آسان بوده است اما باعث از دست رفتن کارآیی و عدم تحقق عدالت می‌شود.

آنچه اشاره شد، مؤید اهمیت هدفمندکردن یارانهها است که کارآمدی آن منوط به میزان دقت در شناسایی و تشخیص گروه‌های هدف و تخصیص بهینه یارانهها به آنها است. به‌طور کلی در برنامه هدفمندسازی یارانهها ضروری است چهار موضوع اساسی دنبال ‌شود: نظام شناسایی، روش اصلاح قیمت، تحلیل آثار و روش‌ بازپرداخت.

چهارمین مرحله از برنامه هدفمندسازی یارانهها، تصمیمگیری راجع به نحوه بازتوزیع منابع آزادشده (روش بازپرداخت)، است. از این رو، بحث اصلی مقاله حاضر، این موضوع خواهد بود.

مفهوم بازتوزیع

یکی از مهمترین و شاید اصلیترین مراحل تصمیمگیری در مورد شیوه و روش اجرایی هدفمندکردن یارانهها، اتخاذ تصمیم راجع به نحوه توزیع مجدد یا به عبارتی بازتوزیع منابع حاصل از آزادسازی قیمتهاست. این موضوع از آنجا حایز اهمیت است که اتخاذ هر نوع شیوه هدفمندسازی یارانهها منجر به تحمیل شوکهای اقتصادی به گروه‌ها و خانوارهای جامعه و فعالیتهای اقتصادی مختلف میشود. از این رو، ضروری است علاوه بر تلاش سیاستگذاران برای کاهش آثار و تبعات سوء احتمالی، تصمیم‌های مناسبی نیز در خصوص چگونگی جبران کاهش قدرت خرید خانوارها و فعالیتهای آسیبپذیر اتخاذ شود.

به‌طور کلی در برنامه هدفمندسازی یارانهها، طراحی و به‌کارگیری الگوی مناسب را هم به لحاظ شیوه و میزان تخصیص منابع آزادشده و هم به لحاظ روش و میزان حمایت از گروههای نیازمند، بازتوزیع درآمدها یا به عبارتی بازپرداخت منابع مینامند. البته باید توجه داشت که نوع و شیوه شناسایی گروهها و اقشار، میزان منابع آزادشده و نیز نتایج تحلیلی آثار و تبعات آزادسازی و اصلاح قیمت‌ها، تأثیر قابل ملاحظهای بر شیوه بازتوزیع منابع آزادشده خواهد داشت.

اهداف نظام بازتوزیع

بازتوزیع درآمدها و ایجاد چتر حمایتی مناسب برای افراد نیازمند و فعالیتها و زمینههای مورد هدف از وظایف اصلی دولت است که در جهت انجام آن باید همواره سه مسأله اساسی زیر را رعایت کند:

1- هزینه اجرایی برنامه هدفمندسازی و سیستم حمایتی کمتر باشد.

به‌طور حتم یکی از دلایل اجرای برنامه هدفمندسازی آن است که بتواند تا حد امکان هزینههای اختصاص یارانه را به جامعه کاهش دهد. بنابراین هرچه جامعه هدف محدودتر و دقیقتر باشد، منابع کمتری مورد نیاز خواهد بود و بار اجرایی آن برای دولت کمتر خواهد شد، ضمن آنکه وابستگی اقشار و گروههای هدف به این منابع نیز کمتر خواهد بود تا در شرایطی که دولت امکان برآورده کردن آن را نداشت، کمتر دچار آسیب شوند.

2- میزان بهرهمندی و پوشش گروههای هدف (اقشار آسیبپذیر) و عدم بهرهمندی گروههای غیرهدف (گروههای بی‌نیاز) بیشتر باشد.

هر چه منابع مازاد برای بازتوزیع به گروههای نیازمند بهتر و بیشتر اختصاص یابد و برعکس، اقشار دارای درآمد بالا در جامعه کمتر از آن بهرهمند شوند، توزیع منابع عادلانهتر و هدفمندتر خواهد بود. بنابراین سیاستگذار باید در الگوی خود شناسایی و تخصیص بهینه را به بهترین وجه ممکن انجام دهد.

3- تبعات اقتصادی(تورم، بیکاری و..) کمتری داشته باشد.

به‌کارگیری هر شیوه و الگویی برای بازتوزیع منابع دارای پیامدهای مثبت و منفی خواهد بود. در بعد اقتصادی از طریق اثرگذاری بر رفاه اقشار جامعه با تغییر شاخصها و انتظارات تورمی، اشتغال، میزان و ترکیب هزینههای خانوار، فعالیتها و ... مؤثر خواهد بود.

در هر صورت نوع روش اتخاذ شده باید بهنحوی باشد که توزیع درآمدهای جامعه را بهتر و اثرهای سیاستهای اعمالی هدفمندسازی را تکمیل کند.

پرسش‌های نظام بازتوزیع

اتخاذ هر نوع شیوه هدفمندسازی یارانه‌ها اثرهایی بر خانوارهای جامعه و فعالیتهای اقتصادی مختلف خواهد داشت. بنابراین اصابت بازتوزیع منابع آزادشده به آنها به‌منظور جبران زیان‌های وارده حایز اهمیت است. پیش از ورود  به موضوع لازم است، پرسش‌ها و مسایل مهم درخصوص بازتوزیع یارانهها را مطرح و در چارچوب آنها حرکت کنیم. این پرسش‌ها به شرح زیر است:

1- شیوه جبران و محل استفاده منابع مازاد چگونه باشد؟ چه سهمی از منابع به حوزه موردنظر اختصاص مییابد؟

2- طبقهبندی درآمدی و مؤلفههایی مانند بعد خانوار و جغرافیایی چگونه لحاظ شوند؟ تفکیک‌های شهری، روستایی و منطقهای چگونه است و چه تعداد از اعضای خانوار را تحت پوشش قرار میدهد؟ آیا سیاستگذار از این سیاست برای کنترل و تنظیم خانوار نیز استفاده میکند؟

3- برای تصویب و اجرای بستههای سیاستی تدوینشده چه الزام‌های قانونی و اداری باید اتخاذ شود؟

4- در حوزه بازتوزیع، راههای کاهش آثار جانبی اصلاح قیمت‌ها کدام است؟

انواع شیوههای بازتوزیع

در مرحله بازتوزیع منابع آزادشده میتوان از شیوههای مختلفی برای جبران آثار اصلاح قیمت استفاده کرد که مهمترین این شیوهها شامل موارد زیر است:

1- نقدی/ نقدی مشروط  2- کالابرگی   3- کالایی    4- قیمتی (ترجیحی– تبعیضی)  5- سهام و اوراق بهادار.

نقدی/ نقدی مشروط

براساس تعریف بانک جهانی، پرداختهای نقدی به معنای تأمین کمکهای نقدی برای فقرا یا کسانی بوده که در معرض یک ریسک احتمالی قرار دارند و در غیاب اینگونه پرداختها ممکن است در ورطه فقر قرار بگیرند. هدف اصلی برنامه‏های پرداخت نقدی و شبه نقدی، افزایش درآمد واقعی خانوارهای فقیر و آسیبپذیر است.

شاید بتوان گفت پرداخت نقدی یارانه، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش پرداخت باشد اما موافقان و مخالفان آن بحث‌های متفاوتی را مطرح می‌کنند. از دیدگاه موافقان، این نوع پرداخت به جهت اینکه قدرت انتخاب کالاها را به فرد می‌دهد اثرهای رفاهی به مراتب بالاتری از سایر روشها دارد. در مقابل مخالفان به‌طور عمده بر نگرانی‌های ناشی از افزایش نقدینگی و... تأکید میکنند.

در پرداخت نقدی مشروط، دریافتکننده پرداختها ملزم به مصرف بخشی یا تمام مبلغ پرداختی در مصارف خاص است. به‌طور مثال، می‌توان با پرداخت بخشی از یارانه به صورت کارت خرید کالایی از فروشگاههای خاص (بن‌کارت) یا محدود کردن برداشت نقدی دریافتکننده از حساب یارانه خود به‌صورت الزام او به پرداخت قبوض آب، برق، گاز و ... تا حدی از عوارض پرداخت نقدی اجتناب کرد.

کالایی

هرچند پرداخت کالایی یارانه نیازمند سازوکار تهیه و توزیع گسترده‌ای است اما به‌دلیل وجود این سازوکار در کشور و لزوم پرهیز از عوارض پرداخت نقدی می‌توان در برخی شرایط و در مورد برخی اقلام، از آن استفاده کرد.

کالابرگی

منظور از پرداخت کالابرگی، شکلی از پرداخت است که در آن اقلام مورد نیاز اقشار کمدرآمد (به‌طور معمول کالاهای ضروری) از طریق اعطای کالابرگ مربوط به آن، قابل دریافت باشد. استفاده از این روش زمانی مناسب خواهد بود که امکان خرید و فروش کالابرگها ناچیز باشد و به گروههای هدف تخصیص یابد.

قیمتی عمومی(تبعیضی- ترجیحی)

در این شیوه پرداخت، برخی کالاها با قیمت یارانهای در اختیار اقشار نیازمند قرار میگیرد. در این شیوه برخلاف روش کالابرگی و کالایی، محدوده افراد دریافتکننده یارانه به‌طور معمول وسیعتر و دسترسی همگانی‌تر است اما از طریق اعمال تبعیضی (زمانی، مکانی، کیفیتی و فردی) و ترجیحی محدودیت ایجاد میشود تا پرداختها به گروههای هدف تعلق یابد.

سهام و اوراق بهادار

پرداخت سهام به‌عنوان بخشی از یارانه دارای آثار مثبت درازمدت برای دریافتکننده و جامعه است اما باید نیازهای ضروری و اولیه برخی دریافت‏کنندگان را نیز مدنظر قرار داد. به‌عنوان مثال، می‌توان بخشی از یارانه دهکهای بالای درآمدی را به صورت سهام پرداخت کرد.

بررسی وضعیت سایر کشورها در انتخاب روش بازتوزیع

بر اساس مطالعاتی که در معاونت هدفمند نمودن یارانه‌ها و خدمات اقتصادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی صورت گرفته، روش‌های پرداخت نقدی و شبه نقدی یارانه‌ در بسیاری از کشورها به‌عنوان الگوی غالب حمایتی اجرا شده است. نتایج بررسی 122 مورد از مداخلات دولت‌ها برای هدفمند كردن یارانه‌ها كه در 48 كشور اتخاذ شده، نشان می‌دهد برنامه پرداخت‌های انتقالی به‌صورت نقدی مهم‌ترین برنامه حمایتی است كه كشورها اتخاذ کرده‌اند به‌ طوری‌كه بیش از 40 درصد از تعداد برنامه‌های حمایتی اتخاذ شده در این كشورها، مبتنی بر پرداخت نقدی یارانه‌ها بوده است. در برخی مناطق، الگوی حمایتی خاصی در راستای فقرزدایی مدنظر سیاستگذاران قرار داشته است. به‌عنوان مثال، در كشورهای اروپای شرقی، روسیه و كشورهای آسیای میانه پرداخت نقدی به‌عنوان الگوی غالب حمایتی بوده است. در كشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا یارانه‌های غذایی به‌عنوان الگوی غالب حمایتی بوده و در كشورهای آسیای جنوبی پرداخت‌های شبه نقدی به‌عنوان مهم‌ترین الگوی حمایتی انتخاب شده است.

همچنین با ارزیابی كشورهای مختلف، مشاهده می‌‌شود كه در كشورهای با درآمد بالاتر، پرداخت‌های انتقالی نقدی و در كشورهای با درآمد اندك، پرداخت‌های شبه نقدی به‌عنوان الگو‌های غالب حمایتی مطرح بوده است.

با بررسی روش‌های مختلف هدفمندی می‌توان نتیجه گرفت که بیشتر كشورها پرداخت نقدی را به‌عنوان بهترین نوع هدفمندی تلقی کرده‌اند به‌گونه‌ای كه از 253 برنامه حمایتی كه در كشورهای مختلف دنیا اجرا شده 103 مورد آن برنامه هدفمندی مبتنی بر پرداخت نقدی و 36 مورد پرداخت‌های شبه نقدی بوده و از سایر انواع هدفمندی مانند یارانه‌های غذایی و غیرغذایی و ... كمتر استفاده شده است.

همچنین با بررسی مقایسه‌ای انواع برنامه‌های هدفمندكردن در مناطق مختلف جهان مشاهده می‌شود كه پرداخت‌های نقدی با اولویت طبقه‌بندی در گروه‌های سنی یكی از متداول‌ترین روش‌های هدفمندكردن بوده است.

در پایان لازم است بدانیم که در مرحله بازتوزیع منابع آزادشده از محل هدفمندسازی یارانهها، باید عوامل متعددی را مدنظر قرار داد که در ادامه به‌طور خلاصه به مهمترین این عوامل اشاره میشود:

1- تحققپذیری اهداف هدفمندسازی: کاهش شکاف فقر و توزیع مناسب درآمدها، بهبود سلامت افراد جامعه و دربرگیری گروههای هدف و عدم اصابت به گروههای غیر هدف.

2- سهولت در پرداخت.

3- دارای کمترین بار منفی از نظر شاخصهای فرهنگی، آموزشی، اشتغال، تورم واقعی و انتظاری، رشد تولید و خالص صادرات، بهبود کارآیی و بهرهوری کل.

4- ثبات و امنیت اقتصادی.

5- شاخصهای اجتماعی: رشد جمعیت، ناهنجاریهای اجتماعی و...

پیشنهادهایی در ارتباط با به‌کارگیری روش پرداخت نقدی

حال که روش انتخابی بازتوزیع منابع بین خانوارها در برنامه هدفمندسازی یارانهها در کشور مشخص شده، لازم است سیاستگذاران در اجرای این روش، نکاتی را که مهمترین آنها به شرح زیر است، مورد توجه ویژه قرار دهند:

- نخست اینکه پرداختها باید بهگونهای باشد که منجر به وابستگی درازمدت اقشار به این نوع پرداختها نشود و تا حد امکان باید انعطافپذیر باشد تا تغییر رویکرد به سمت برنامههای تامین اجتماعی امکانپذیر باشد.

- دوم اینکه شیوه انتخابی باید تا حد امکان کمترین هزینه پیادهسازی و اجرایی را در کوتاهمدت و درازمدت داشته باشد،  بنابراین سهولت در دسترسی به اقشار و ارایه یارانه با توجه به شیوه پرداخت دارای اهمیت است. الگوی اعمال پرداختها نباید ایجادکننده انحصار باشد و تا حد امکان باید دارای کمترین امکان بروز فساد در نحوه پرداخت باشد.

- از سوی دیگر، باید توجه داشت که در کوتاهمدت شیوههای ترکیبی بدون در نظر گرفتن کارکردهای حاصلشده راهگشا خواهد بود اما در درازمدت هم به جهت لزوم عدم وابستگی گروهها به پرداختهای نقدی و هم بهدلیل اثرهای جانبی آن، نمیتوان الگوهای کوتاهمدت را دنبال کرد. در این شرایط باید جهت‏گیریها، عمومیتر و مشروط شود. به این‌ صورت که برای مثال، پرداختها و حمایتها به سمت افزایش سرمایه انسانی و تولید و اشتغال در سطح جامعه سوق داده شود.

با توجه به مطالب مطرح شده، چنین استنباط میشود که توجه ویژه سیاستگذاران و برنامهریزان به ظرفیتهای بالقوه موجود در حوزه سیاستهای رفاه و تأمین اجتماعی و نیز حوزه بهینهسازی مصرف انرژی در درازمدت میتواند چشمانداز روشنی را در افق برنامه هدفمندسازی یارانهها در کشور رقم بزند. به عبارت دیگر، هرچند که دولت به دلیل اثرهای اصلاح قیمتها در سال اول اجرای برنامه هدفمندسازی، ناچار به بازتوزیع سهم عمدهای از منابع مربوط به خانوارها در قالب پرداختهای نقدی به آنهاست اما به‌طوری که در هدفمندکردن یارانهها نیز دو حوزه سیاستهای رفاهی و بهینهسازی مصرف انرژی مورد توجه سیاستگذار بوده و پیشبینیهای لازم صورت گرفته، شایسته است، دولت به منظور دستیابی به اهداف اصلی برنامه یادشده، از هماکنون برنامههای منسجمی را در دو حوزه یادشده برای بازتوزیع منابع بین خانوارها و فعالیتهای اقتصادی طراحی و از سال دوم اجرای برنامه به بعد اجرا کند.

منابع:

1- پرمه، زورار، امکانسنجی شناسایی خانوارهای نیازمند از خانوارهای بی‌نیاز در ایران، در راستای هدفمندکردن یارانهها، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، 1384.

2- اسلامی، سیفالله، چگونگی بهبود و توزیع یارانههای پرداختی کشور در راستای حمایت از اقشار آسیبپذیر، وزارت امور اقتصادی و دارایی، 1382.

3- خرمی، فرهاد، چالشهای مفهومی و تحلیلی فراروی دولت در تدوین و اجرای سیاستهای بازتوزیعی و پرداختهای انتقالی، فصلنامه تأمین اجتماعی، شماره 29، چاپ تابستان 1387، صص 96-79.

4-World Bank, Social Safety Nets Primer Notes, Assisting The Poor with Cash: Design and Implementation of Social Transfer Programs, 2003.

* کارشناس دفتر هدفمندنمودن یارانه‌های وزارت رفاه و تأمین اجتماعی