![]() |
||
|
رییس ستاد تحول صنایع وزارت صنایع و معادن: هدفمندکردن یارانهها برای صنعت یک فرصت است |
||
|
سیدرضا فاطمی امین، مشاور وزیر صنایع و معادن معتقد است که برخلاف آنچه به نظر
میرسد، هدفمندکردن یارانهها و آزادسازی قیمت حاملهای انرژی برای بخش صنعت
کشورمان نه یک تهدید بلکه یک فرصت برای افزایش کارآیی و بهرهوری آنهاست. وی از
برنامههای مدونی سخن میگوید که ستاد تحول صنایع برای حمایت و هدایت صنایع در
مقابل تغییرات قیمتی پیشبینی و تدوین کرده است. گفتوگوی «هفتهنامه برنامه» را با
مشاور وزیر صنایع و معادن و رییس ستاد تحول صنایع کشور میخوانید. هدفمندکردن یارانهها چه آثاری در بخش صنعت و معدن خواهد داشت؟ هدفمندکردن یارانهها در بخش صنعت اثرهای متعددی دارد اما سه اثر آن بسیار مهم است. اول اینکه، منابع انرژی برای استفاده در بخش تولید آزاد میشود، به این معنا که صنایع تلاش خواهند کرد، در موقعیتهایی که امکانپذیر است در مصرف انرژی صرفهجویی کنند. دوم اینکه، برای محصولات اثرگذار در مصرف انرژی یا محصولات انرژیبر تقاضاها جابهجا میشود. بهطور مثال، ممکن است تقاضا برای آبگرمکنهای خورشیدی افزایش یابد اما به عوض، تقاضا برای محصولات پرمصرف کاهش یابد. بنابراین در مجموع تقاضا برای خدمات و محصولات پربازده افزایش مییابد که این یک اثر مثبت است. هر چند امکان دارد برای برخی رشتههای صنعتی این طرح یک تهدید به نظر برسد اما در مجموع یک فرصت به شمار میآید. محور سوم، یافتن راهکارهایی در راستای کاهش هزینه تولید است البته باید یادآوری کنم غیر از محور یارانهها که یک وجه دوسویه دارد، بقیه محورهای طرح تحول برای صنایع یک فرصت محسوب میشوند و موجب بهبود فضای کسب و کار خواهند شد. بنابراین هدفمندکردن یارانه هم میتواند هم تهدید و هم فرصت باشد. اگر نسبت به تغییر و افزایش قیمتها برخورد انفعالی داشته باشیم، بهطور قطع هدفمندکردن یارانه باعث افزایش هزینههای تولید و زیانده شدن بنگاهها یا ورشکستگی آنها میشود اما در عین حال میتواند یک فرصت باشد زیرا با توجه به سهم بالای هزینه انرژی در قیمت تمامشده برخی صنایع بالادستی افزایش قیمت انرژی، هزینههای بیشتری را به بنگاه تحمیل میکند، افزایش هزینهها باعث میشود بنگاهها به یافتن راهکارهایی برای افزایش بهرهوری مبادرت ورزند. اگر ما در وزارت صنایع و معادن بتوانیم پروژههایی را که میتوانند بهرهوری تولید را افزایش دهند شناسایی کنیم و آنها را در اختیار صنایع قرار دهیم، این امر باعث میشود در بخش صنعت تقاضای بهرهوری افزایش یابد همچنین از سوی دیگر، اگر عرضه مناسب هم فراهم شود و یک واحد صنعتی برای افزایش بهرهوری خود مورد حمایت قرار گیرد، انگیزه برای افزایش بهرهوری بالا خواهد رفت و این امر نقطه عطفی در اقتصاد کشور خواهد بود. در کشورهای دارای رشد اقتصادی بالا، 50 درصد رشد از محل افزایش میزان بهرهوری و 50 درصد حاصل ارتقای فناوری، سرمایه و نیروی انسانی کارآمد است. به عقیده من، بزرگترین چالش اقتصاد ما بهرهوری بوده و طرح تحول فرصت خوبی برای افزایش بهرهوری از طریق افزایش انگیزه واحدهای صنعتی است مشروط به اینکه انگیزهها درستشناسایی، هدایت و به آنها پاسخ داده شود. چگونه میتوان اجرای طرح هدفمندکردن یارانهها را برای صنایع به فرصت تبدیل کرد؟
از زمان تشکیل ستاد تحول صنایع توانستهایم، زیرساختهای لازم را برای
اجرای طرح تحول در بخش صنعت و معدن آماده کنیم. برای تبدیل تهدید
احتمالی افزایش قیمت حاملهای انرژی به فرصت رشد بهرهوری و رشد
اقتصادی در صنعت باید سه اقدام عمده صورت گیرد. نخستین اقدام
قیمتگذاری است؛ با توجه به اینکه در بخش صنعت امکان کاهش مصرف انرژی
کمتر است، از این رو، زمان و هزینه زیادی برای تحقق این کاهش باید صرف
کرد در حالی که در بخش خانگی با صرف هزینههای کمتر و اقدامهای
سادهای مانند استفاده از درزگیر، دوجداره کردن شیشهها، استفاده از
رنگهای عایق و... میتوان مصرف انرژی را کاهش داد. با توجه به مسایلی
که ذکر کردم، به فرصت نیاز داریم تا واحدها پیش از افزایش قیمت انرژی،
بهرهوری انرژی خود را افزایش دهند. پس سناریوی افزایش قیمت باید به
شکل تدریجی انجام شود و ترجیحی باشد و میانگین قیمت محاسبه شود. در طرح
هدفمندکردن یارانهها هم این دو نکته ذکر شده و این به آن دلیل است که
برای بخشهای مولد قیمت پایینتر و برای بخشهای غیرمولد قیمت بالاتر
در نظر گرفته شود و یک میانگین قیمت را تعیین کنیم. درخصوص سناریوی
قیمت، تعاملهای مثبتی با وزارت امور اقتصادی و دارایی داشتهایم اما
هنوز قیمت قطعی تعیین نشده است. محور دوم کار ما بهبود میزان بهرهوری
در بخش صنعت و معدن است. در این خصوص تاکنون سه برنامه تدوین شده است؛
انرژی، بازار و صادرات و واردات. در مورد انرژی تاکنون 16 پروژه تعریف
و اجرا شده است و در مورد دو برنامه دیگر مراحل تدوین را پشت سر
گذاشتهایم، یکی از برنامهها، ساماندهی تولید یا بهبود مدیریت در
واحدهای صنعتی است، هر بنگاه دارای دو بخش بوده یکی مدیریت منابع
انسانی و دیگری، تجهیزات و ماشینآلات. برنامه انرژی برای ماشینآلات
اجرا میشود که بهرهوری را ارتقا میدهد و برای بخش سازمانی واحدهای
صنعتی هم ساماندهی تولید را داریم. مجموع این دو برنامه و یک برنامه
تأمین مالی که در حال تهیه است، 50 پروژه میشود که با 16 پروژه مربوط
به مصرف، درمجموع 66 پروژه داریم. محور دیگر در صنعت، تنظیم واردات و صادرات است، در جایی که نتوان تعرفهها را تغییر داد یا اجرای پروژههای ارتقای بهرهوری قابل اجرا نباشد، از روشهای جبرانی مانند کاهش نرخ استهلاک برای مالیات، یارانه سود بانکی و چندین روش اقتضایی دیگر استفاده خواهیم کرد. در اینجا باید خاطر نشان کنم که ستاد تحول صنایع بهصورت دقیق تعیین کرده است که کدام صنایع مشکل دارند و کدامیک نیازمند حمایت هستند. ما رشتههای صنعتی آسیبپذیر را شناسایی و دستهبندی کردهایم. صنایع از این جهت در 4 دسته تقسیم میشوند؛ دسته اول، شامل نساجی، چوب و کاغذ، ظروف شیشهای و چینی است. دسته دوم، فولاد، مس، آلومینیوم، آلیاژ، سرب و ریختهگری را در برمیگیرد؛ دسته سوم صنایع سیمان، کاشی و سرامیک، چینی بهداشتی و... هستند. دسته چهارم هم شامل صنایع غذایی و بهطور عمده قندوشکر، روغننباتی و صنایع شیمیایی میشود. این چهار دسته صنایعی هستند که در مقابل آزادسازی قیمت حاملهای انرژی آسیبپذیرترند. این گروهها براساس میزان و سهم هزینه انرژی در قیمت تمامشده محصولات، کشش قیمتی تقاضا و این موضوع که صادرات و واردات چه تأثیری در هزینهها و محصولات آنها دارد، تعیین شدهاند. پروژههایی که به آنها اشاره کردم، به تناسب برای بنگاههایی که لازم است، اجرا میشود. بهعنوان مثال، برای صنعت سیمان، 4 پروژه قابل اجراست. یکی از پروژههای مهم ما که باید درباره آن توضیح دهم، مشارکت در بازار عمدهفروشی برق است؛ یعنی واحدهایی که مصرف برق بیشتری دارند، به جای اینکه برق را از شرکتهای برق منطقهای خریداری کنند، خودشان وارد بازار شوند و برق موردنیاز خود را از بازار برق خریداری کنند. این کار حداقل موجب میشود هر کیلووات ساعت برق حداقل 20 تا 40 ریال ارزانتر به دست آنها برسد. چه ضمانت اجرایی برای برنامههای متعددی که بهمنظور حمایت از صنایع یا اصلاح فرآیند تولید آنها برای کاهش مصرف برق پیشبینی کردهاید، وجود دارد؟ برای اجرای هر برنامه و پروژه به دو عنصر منابع مالی و مدیریت نیاز داریم. در زمینه صنایع، یک سری اقدامهایی را که هزینه آنها پایین است یا توجیه اقتصادی دارند، آغاز کردهایم، مانند ساخت مولدهای ترکیبی برق و گرما؛ این مولدها به اندازهای از لحاظ اقتصادی جذابیت دارند که نیاز به طی بوروکراسی دولتی برای گرفتن تسهیلات دولتی از بانک مرکزی نیست و شرکتهای خصوصی تمایل دارند در این زمینه سرمایهگذاری کنند. یک سری موارد پرهزینه باقی میماند که به دلیل عدم تمایل بخش خصوصی برای ورود به آنها دولت باید برای آنها یارانه در نظر بگیرد. منابع لازم برای تأمین مالی چنین مواردی از محل 30 درصد حاصل از هدفمندکردن یارانهها تأمین خواهد شد. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه شود این است که اگر منابع تأمین شود، آیا مدیریت توانمندی وجود دارد که قادر باشد پروژهها را اجرا کند.
چگونه از صنایع برای اصلاح فرآیند تولید حمایت خواهید کرد و اثرهای
احتمالی اجرای طرح را بر رکود برخی صنایع کاهش خواهید داد؟ ما قیمت را افزایش نخواهیم داد و پیشنهادهایی نیز برای جلوگیری از افزایش قیمت داریم. از جمله اینکه تصمیمهایی درخصوص منابع طرح تحول اقتصادی گرفتهایم. با توجه به مصارفی که وجود دارد، منابع را تقسیمبندی میکنیم و تحت سه برنامه کلی سعی داریم آثار اجرای طرح را بر صنایع به حداقل برسانیم. یکی، تعیین قیمت است. دوم، اجرای 66 پروژه است که آن را پیگیری میکنیم و سوم موضوع تعرفهها است؛ سعی میکنیم قیمتها را افزایش ندهیم و صنایعی را که مشکل آنها حل نشود، با تعرفه و کاهش نرخ استهلاک و تأمین نقدینگی حمایت کنیم. بنابراین اگر هوشمندانه برخورد کنیم طرح تحول اقتصادی یک فرصت بزرگ خواهد بود. چگونه سیستم بانکی منابع لازم را برای حمایت از صنایع تأمین میکند؟ قرار نیست ما مشکلات را با منابع مالی حل کنیم ما سعی میکنیم کمک بلاعوض ندهیم، بلکه با ایجاد منابعی که از طریق طرح هدفمندکردن یارانهها به دست میآید، مشکلات را حل کنیم. |
||