جهان‌بيني جزء لاينفک طراحی الگوها

 
 

اشاره: در اين نوشته سعي می‌شود، توضيح داده شود كه طراحي الگو، منفك از جهان‌بيني نيست. طراح هميشه با مجموعه قواعد فكري و ذهني خودساخته يا تقليدي، واقعي يا غير واقعي، نسبي و مطلق و ... رفتار خود را شكل مي‌دهد و نمي‌توان انتظار داشت كه چنين شخصي بتواند الگويي از خود ارایه دهد كه استفاده از آن براي همه انسان‌ها با هر ديدگاه، منش و رفتاري، يكسان باشد. اگر رفتار را پيامد سه عامل در وجود انسان بدانيم كه اولي غريزه و دومي فطرت باشد، آنچه تكميل كننده علت رفتار او بوده، همان نگرش وي به نظام هستي است. براي شناخت الگوهاي الهي لازم است از معيارهاي سنجش بهره ببريم. در اين نوشته، معيارهايی هفت‌گانه مشخص شده‌اند كه در عمل بدون آنها طرح يك الگوي الهي بي‌معنا است. اين معيارها كه به لزوم بايد با ذهن طراح الگوساز عجين باشد، عبارت‌اند از: 1- ايمان به وحدانيت خدا 2- تبعيت از رسول و ولي تعيين شده از جانب خداوند (به عنوان اصلي‌ترين نشانه ايمان توحيدي)3- انتظار ظهور آخرين برگزيده الهي و مقدمه‌سازي براي تشكيل حكومت صالحان4- محوريت مبدأ و معاد در طراحي الگو 5- نيت و هدف متعالي 6- تعظیم حدود الهي 7- اعتقاد به عمل بر اساس ميزان معرفت نسبت به صفات خداوند.

تمام اعمال و رفتار انسان به عنوان موجودي كه اختیار دارد، پيامد سه عامل در وجود اوست. نخستین و ابتدايي‌ترين آنها غريزه است كه انسان و هر جانداري را به تحرك وا مي‌دارد. امور غريزي، نيازهايي هستند كه واكنش ابتدايي انسان را در برابر امور حسي دربرمي‌گیرد.

 دومين عامل انساني كه مي‌تواند موجبات فعاليت و حركت وی را فراهم آورد، امور فطري است؛ اموري كه از جانب خدواند در درون انسان به وديعه گذاشته شده تا به واسطه انديشه، اعمال و كردار او به رشد شايسته خويش دست يابد و استعدادهاي بالقوه را بارور کند و به فعل برساند. در حقيقت هر انسانی با نگاه به ذات خويش درمی‌یابد ناقص و خواهان چيزهاي بسياري است كه آنها را در دسترس خود نمي‌بيند؛ از اين رو، سعي مي‌كند در جهتي حركت كند كه نقص‌هايش به كمال تبديل شود؛ يعني درصدد است به نوعي، ميل به كمال‌يابي و زيباطلبي را پاسخ دهد. ميل به زيبايي، ميل به احسان و نيكي، ميل به سعادت، ميل به جاودانگي، ميل به كمال طلبي و در نهایت ميل به پرستش ذاتي كه او را از هر جهت بي عيب و نقص مي‌يابد، از جمله امور فطري هستند كه انسان‌ها را به سمت و سوهاي مختلف مي‌كشاند.

 سومين عامل مؤثري كه مي‌تواند چرايي‌هاي نوع عملكرد بشر را مشخص کند، بايد در جهان‌بيني يا به عبارتي، نوع نگرش و تفكری كه در نهايت به تربيت و پرورش انسان منتهي مي‌شود، جست‌وجو كرد. همين عامل است كه نوع رفتار را با اختلافات معنا‌دار محك مي‌زند. همه انسان‌ها گرسنه مي‌شوند اما اينكه به هنگام گرسنگي بايد چه كاري انجام داد و از چه كاري پرهيز كرد، چه چيزي، در چه مكاني، در چه زماني و ... بايد خورده شود و حتي اينكه نيت ما در هنگام رفع گرسنگي چه باشد، همه اين موارد بر اساس جهان‌بيني‌ها و نگرش‌هاي مختلف پاسخ‌هاي متفاوتي را به دنبال دارد و ناگزیر، نوع رفتارها را متفاوت مي‌سازد. همين مثال كوچك مي‌تواند به ما نشان دهد كه پاسخ به پرسش‌های مربوط به انجام يك عمل به ظاهر كوچك، تنها در قالب الگوهاي برگرفته از نوع جهان‌بيني امكان‌پذير است؛ حتي اگر اين الگو آنقدر ساده باشد كه در حد ابتدايي‌ترين فكر و راه‌حل بشري قرار گيرد.

الگوهای رفتاری و جهان‌بینی

پرسش ظريفی كه در اينجا مطرح مي‌شود آن است كه در طراحي الگو، چه لزومي دارد که هدف، نقشی تعيين‌كننده داشته باشد و اگر به ناگزیر حذف هدف ممكن نباشد، چرا نفس همان عملي را كه انجام مي شود، به عنوان هدف در نظر نگيريم؟

 پاسخ به اين پرسش به نوع نگرش و جهان‌بيني افراد باز‌می‌گردد. درجهان‌بيني با اهداف عالي انساني، هيچ الگوي فكري و تربيتي نمي‌توان يافت كه در آن اين اهداف عالي منظور نشده باشد. ذات و نفس عمل و رفتار انسان مشخص مي‌كند كه از چه الگو يا الگوهايي بهره مي‌گيرد و اگر انسان به واقع داراي اهداف متعالي باشد، امكان ندارد كه در الگوهاي رفتاري او رد پاي هدف گم شده باشد زیرا در غير اين صورت بايد جهان‌بيني متفاوت از آنچه بدان منتسب است، براي وي تصور كرد (البته اهداف مي‌تواند از شدت و ضعف برخوردار باشد و حتي همين امر هم مي‌تواند الگوها را متفاوت سازد).

همانگونه كه توضيح داده شد، سومين عامل مهم كه در تبيين چرايي‌هاي نوع عمل بشر ضروري است، جهان‌بيني يا به عبارتي نوع نگرش انسان نسبت به عالم هستي است. اگر دو عامل غريزه و فطرت دو شرط لازم براي تحرك انسان باشد، شرط كافي براي توجيه نوع عمل او، همان الگوهاي تربيتي و رفتاري منتج‌شده از جهان‌بيني است. به عبارتي دقيق‌تر، شرط كافي براي توجيه نوع عمل، وجود جهان‌بيني است كه الگوهاي تربيتي و رفتاري را شكلي خاص مي‌بخشد.

منبع اوليه اين الگو، همان فكر و انديشه‌ بوده كه خاستگاه اصلی آن در مورد انسان، عقل است. به عبارتي دقيق‌تر، انسان در مورد خلقت خود و نظام هستي تصوري دارد و چون توان انديشيدن نيز دارد، قادر است نوع جهان‌بيني خود را شكل دهد و بر اساس نوع برداشت از جهان هستي، با توجه به دريافت‌هايي كه از محيط خارج دارد، الگوهاي رفتاري خود را مشخص کند. البته بسته به اينكه تا چه اندازه از قواي عقل و تفكر بهره گرفته شود، الگوها حالت‌هاي مختلفي به خود مي‌گيرد؛ به عنوان مثال، ممكن است الگويي با فعاليت فكري و تجربي كسب شود يا اينكه حالت تقليد محض داشته باشد.

منبع مهم ديگر در طراحي الگوهاي رفتاري كه ساختار و قواعد انواع جهان‌بيني، درستي و نادرستي و الزام‌های هريك را مشخص مي‌کند، وحي و تعاليم رسولان و برگزيدگان الهي است كه می‌تواند هر گونه شك و شبهه‌اي را در نحوه استنباط از جهان‌بيني بزدايد.

با توجه به آنچه ذكر شد، مشخص است كه الگوهاي رفتاري، ارتباط تنگاتنگي با جهان‌بيني دارند به‌طوري كه مي‌توان گفت الگوهاي رفتاري، برآمده از نوع نگرش به جهان هستي است و به‌طور اساسی براي افرادي با يك نگرش خاص و مشابه، انتظاري جز استفاده از الگوهاي همانند در صورت بهره یکسان از منابع عقل، وحی و ... نمي‌رود.

در اينجا لازم است نکته‌ای را یادآوری کنيم و آن اینکه ممكن است كسي تصور کند الگوها به‌طور معمول شيوه انجام كار را نشان مي‌دهد و هر كسي فارغ از اينكه چه نگرشي به هستي دارد، مي‌تواند یک الگو را به‌كار بگيرد. به عبارت ديگر، دیدگاهی وجود دارد که معتقد است الگو خنثي بوده و هر كس مطابق با جهان‌بيني خود آن را به كار مي‌گيرد. پس اينكه بگوييم الگوها به‌طور قطع برگرفته از نوعي جهان‌بيني هستند به چه معنا است و بيان آن، چه ضرورتي دارد؟

 مشخص است كه يك الگو، ارايه طريق براي رسيدن از يك نقطه به نقطه‌اي ديگر است. حتي اگر براي رسيدن به اهدافي به نظر كوچك، الگويي طراحي شود، نمی‌توان نوع طراحی آن را مستقل از جهان‌بینی دانست.

از آنجا كه نوع جهان‌بيني و شيوه تلقي از هستي در افراد مختلف، حداقل حالات و ذهنيات افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهد، مشخص مي‌شود كه الگوها به‌طور حتم بايد توسط كساني طراحي شوند که به جهان‌بيني افراد هدف كه قرار است یک الگو را به كار بگيرند، توجه داشته باشند و اگر چنين نباشد نمي‌توان انتظار شكوفايي استعداد عاملان آن و نيل آنها به مرزهای سعادت پیش‌بینی شده در جهان‌بینی را داشت.

الگوهاي رفتاري و جهان‌بيني از منظر هنر

اگر از زاويه‌ هنر به بحث التزام الگو به نوعي جهان‌بيني، نگاه كنيم، عمق مطلب بيشتر هويدا مي‌شود. بدون شک، طراحي يك الگو، حتي براي مقصودي بسيار كوچك، به نوعي هنرمندي نياز دارد. يك هنرمند، هم مشاهده مي‌کند و هم تفکر.

آدمي فطرتي الهی دارد؛ اگر هنرمندي آنچه را با فطرت الهي خود درک مي‌کند، محتواي اثر هنري خود قرار دهد، نتيجه و اثر كارش با كسي كه با ديد حيواني به انسان نظر مي‌كند (و انسان را از امور فطري غافل مي‌سازد) متفاوت خواهد بود و همانطور كه در قرآن آمده، اين انسان عهد خود را با خالق خويش شكسته است:

«اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست»(سوره يس، آيه60).

 هنر حق‌مدارانه و متعهد هنري است که معارف همه اديان و بيش از همه دين مبين اسلام را نشر دهد و بيان کند که چه جان‌هاي پاکي در راه اثبات حقانيت اين حقايق نثار شده است. آنچه در هنر متعهد و فراتر از آن هنر ديني مورد توجه بوده، اين است که اين هنر در خدمت القاي الگوهاي ابتذال و استحاله هويت انسان و جامعه، قرار نگيرد.

 اصول هفت‌گانه تدوين الگوهاي الهي

به‌طور قطع برپايي جامعه پيشرفته، مقتدر و ديني نيازمند طراحي الگوهاي الهي است؛ يعني الگوهايي متعهد كه توجه كامل به اصول هفت‌گانه پیش‌گفته را الزامي مي‌کند.

ايمان به وحدانيت خدا

همه انسان‌ها، خواه‌ناخواه به صورت فطري گرايش به قدرت برتر و ماورايي يا به عبارتي دقيق‌تر گرايش به ذاتي دارند كه به‌طور مطلق نيازي به هيچكس و هيچ‌چيز ندارد. انسان با نگاهي به اطراف خود مشاهده مي‌كند كه كانون‌هاي متفاوتي در اطراف وي وجود دارد كه به ظاهر داراي قدرتي برترند. وي با اندكی تفكر درمي‌يابد، هر كانون قدرتي تنها از جنبه‌اي خاص قدرتمند است و هيچ موجودي در عالم يافت نمي‌شود كه از همه چيز بي‌نياز باشد. از اين رو، با كمي تفكر درمی‌یابد كه كانون اصلي قدرت كه از هر عيب و نقصي مبرا و از هر كسي بی‌نیاز باشد، در موجودات عالم يافت نمي‌شود. همه نشانه‌هايي كه در خلقت وجود دارد مانند نظام آسمان‌ها و زمين، ستاره‌ها و سياره‌ها، خلقت انسان و ساير موجودات، فرستادن هدايتگران و ... همه و همه از يك منبع و سرچشمه فياض حكايت مي‌كنند. در اين صورت انساني كه به دنبال كانون قدرت، زيبايي و كمال است تنها می‌تواند به يك چيز فکر كند و آن هم يگانه‌ای است كه از هر چيزي بي‌نياز بوده و هيچكس نيز در سطح قدرت و كمال او نیست:

«به نام خداوندبخشنده مهربان، بگو: خداوند يكتا و يگانه است (۱) خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او مي‏كنند (۲) كسي را نزاده و زاييده نشده (۳) و براي او هرگز همتايي نبوده است (۴)» (سوره توحید).

اهميت وحدانيت خدا در نظام هستي به حدي است كه خداوند در مورد خلقت زمين و آسمان مي‌فرمايد:

 «اگر در آسمان و زمين خداياني جز الله بود فاسد مي‏شدند (و نظام جهان برهم مي‏خورد) منزه است خداوند پروردگار عرش از توصيفي كه آنها مي‏كنند» (سوره انبیاء، آیه 22).

تبعيت از رسول و ولي تعيين شده از جانب خداوند (به عنوان اصلي‌ترين نشانه ايمان توحيدي)

 «پروردگار تو هر چه را بخواهد مي‏آفريند و هر چه را بخواهد برمي‌گزيند. آنها (در برابر اين خواسته او) اختياري ندارند، منزه است خداوند و برتر است از شريك‌هايي كه براي او قايل مي‏شوند» (سوره قصص، آیه 68).

از آنجا كه پروردگار متعال اراده كرده كه انسان در انتخاب شيوه و سبک زندگي خود از اختيار برخوردار باشد، رهبرانی را از جنس انسان برگزیده است تا مسير شرك را از مسير زندگي توحيدي بازشناسند و انسان را نسبت به آنچه خداوند در درون وی‌ به وديعه گذاشته است، متعهد نگه‌دارند:

«او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند (33) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى‏خورند و [آنان را] از راه خدا باز مى‏دارند (34)» (سوره توبه، آیات 33 و 34).

مسأله تبعيت از رسولان و كتاب آسماني آنها آنقدر اهميت دارد كه مهم‌ترين راه رضايت خداوند به‌شمارمي‌آيد و خداوند وعده داده است، كسي كه اين مسير عاقلانه را طي كند از هدايت قطعي پروردگار برخوردار مي‌شود:

«اى اهل كتاب، پيامبر ما به سوى شما آمده است كه بسيارى از چيزهايى از كتاب [آسمانى خود] را كه پوشيده مى‏داشتيد براى شما بيان مى‏كند و از بسيارى [خطاهاى شما] درمى‏گذرد قطعاً براى شما از جانب خدا، نور و كتابى روشنگر آمده است (۱۵)خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند به وسيله آن به راه‏هاى سلامت رهنمون مى‏شود و آنان را از تاريكي‌ها به سوى نور بيرون مى‏برد و به صراط مستقيم هدايتشان مى‏كند(16)» (سوره مائده، آیات 15و16).

اهميت اطاعت از دستورات رسولان و برگزيدگان الهي جداي از آنكه امري عقلاني بوده، به قدري مهم است كه حتي تعظيم حدود الهي در امور عبادي، مقدمه آن محسوب مي‌شود. دليل اين امر هم واضح است. اگر انسان براي رسيدن به اهداف عاليه كمال، ناگزير به استفاده از الگوهاي متنوع و مختلف شود، چه كسي مي‌تواند الگوهايي عملي و عيني، برتر از آنچه ولي انتخاب شده از جانب پروردگار، پيش روي انسان قرار داده ‌است، براي انسان بياورد.

 كسي كه نفس خويش را در تبعيت از برگزيدگان الهي تربيت نكرده باشد، هر چند در عبادت سرآمد نيكوكاران شود، مورد قبول درگاه حضرت حق واقع نمي‌شود. براي روشن شدن اهميت اطاعت بر عبادت مي‌توان به مسأله نهي شديد ربا در اسلام اشاره کرد. از مهم‌ترين عبادت‌های ديني، فعاليت سالم اقتصادي براي عمران و آبادي محيط زندگي است. خداوند خريد و فروش كالا و فعاليت را حلال اما ربا را كه سرمنشأ هيچ عمل اقتصادي نيست و باعث تعطيلي قرض‌الحسنه مي‌شود، حرام کرده است. گناه فردي كه مرتكب ربا مي‌شود، بسيار بزرگ است و خداوند براي نشان دادن بزرگي اين عمل خلاف، انجام آن را مساوي با عدم تبعيت از خدا و رسول و بدتر از آن، جنگ با آنها قرار داده است:

«اگر (چنين‏) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى‏، برخاسته‏ايد و اگر توبه كنيد، سرمايه‏هاى شما از خودتان است‏. نه ستم مى‏كنيد و نه ستم مى‏بينيد» (سوره بقره، آیه 279).

 همين عبارت مي‌تواند نشان دهد که جايگاه اطاعت از خدا و برگزيده او، از مرتبه و جايگاه بي‌بديلي برخوردار است زيرا خداوند براي نشان دادن بزرگي اين گناه، آن را در حد نفي اطاعت مطلق خود كه سرانجامي جز جنگ با خدا و برگزيده او ندارد، به شمار آورده است.

اطاعت از خداوند و رسول او به قدری مهم است که اگر اعمال انسان براین اساس صورت نگیرد، هدایت الهی و درنتیجه سعادت نهایی انسان محقق نمی‌شود:

« بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه] بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و [بدانيد] اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [مأموريتى] نيست» (سوره نور،‌ آيه 54 ).

عدم اطاعت امر خدا و رسول نه تنها هدايت انسان را خدشه‌دار مي‌كند، بلكه مي‌تواند عمل خوب انسان را نيز باطل و بي‌نتيجه کند:

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر [او نيز] اطاعت نماييد و كرده‏هاى خود را تباه مكنيد» (سوره محمد (ص)، آیه 33).

همچنين در آيه‌اي ديگر اطاعت از خدا و رسول و رجوع به آنها شرط اصلي ايمان به خدا و روز جزا معرفي شده است:

«اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را و هر گاه در چيزي نزاع كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اگر ايمان به خدا و روز رستاخيز داريد، اين براي شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است» (سوره نساء، آیه 59).

 

 اگر مؤمنان در اختلاف نظرهايي كه در انجام امور مثبت دارند، به خدا و رسول مراجعه نكنند، طبق آيه قرآن نه تنها ايمانشان زير سؤال مي‌رود، بلكه عمل درست‌تر و صحيح‌تر (مراجعه به حكم خدا و رسول) نيز ترك مي‌شود و هيچ چيز نمي‌تواند جاي آن را بگيرد. از اين‌رو، نمي‌توان عاقبت خير را در مورد عمل آنها انتظار داشت. در سوره مباركه نور نيز فلاح و رستگاري از آن فردي است كه در عمل جز اطاعت ولي خدا، كار ديگري انجام نمي‌دهد:

« مؤمنان هنگامي كه به سوي خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه مي‏گويند شنيديم و اطاعت كرديم(۵۱)هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از پروردگار بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد آنها رستگارند(52)» (سوره نور، آیات 51 و52).

 اگر در آيات 82 تا 88 سوره مباركه انعام دقت شود، سرانجام كسي كه ايمان خود را با شرك مخلوط مي‌كند و از آنچه برگزيدگان عالم برجاي گذاشته‌اند تبعيت نمي‌كند از راه مستقيم منحرف مي‌شود و اعمالش نابود مي‌شود:

« (آري) آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با شرك نياميختند امنيت مال آنها است و آنها هدايت يافتگانند(۸۲)اينها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم. درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته باشد) بالا مي‏بريم، پروردگار تو حكيم و دانا است(۸۳) اسحاق و يعقوب را به او (ابراهيم) بخشيديم و هر كدام را هدايت كرديم و نوح را (نيز) قبلاً هدايت نموديم و از فرزندان او داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را (هدايت كرديم) و اين‌چنين نيكوكاران را پاداش مي‏دهيم(۸۴) و (همچنين) زكريا و يحيي و عيسي و الياس هر كدام از صالحان بودند(۸۵) و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط و هر يك را بر جهانيان برتري داديم(۸۶) و از پدران آنها و فرزندان آنها و برادران آنها افرادي را برگزيديم و هدايت به صراط مستقيم نموديم(۸۷) اين هدايت خدا است كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايي مي‌كند و اگر آنها مشرك شوند، آنچه را عمل مي‏كردند حبط و نابود مي‌گردد(88)» (سوره انعام، آیات 88-82 ).

تكليف كافر از همان ابتدا مشخص بوده اما مشرك كه داراي كفر باطني است، همواره ادعا مي‌كند كه خداوند را قبول دارد و پرستش مي‌كند:

«اگر از آنها بپرسی آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفریده، قطعاً خواهند گفت آنها را همان قادر دانا آفریده است» (سوره زخرف، آیه 9).

 «اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمان‌ها و زمين را خلق كرده قطعاً خواهند گفت‏خدا...» (سوره زمر، آیه 38 ).

از اين رو، خداوند در سوره مباركه شوري مي‌فرمايد كه دعوت به وصيت‌ها و گفتار انبيا بيش از هر كسي بر مشركان سخت مي‌آيد زیرا تمايلي به تبعيت از برگزيدگان خدا ندارند و همان رسوم اجداد خود را مناسب‌تر مي‌بينند و از گمان‌هاي باطل تبعيت مي‌كنند:

« آييني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد. آنچه مشركان را به آن مى‏خوانى، بر ايشان دشوار آيد، خداوند هر كس را بخواهد بر مي‏گزيند و كسي را كه به سوي او بازگردد هدايت مي‏كند» (سوره شوری، آیه 13).

«به‌طور مسلم یهود و مشرکان را دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت ولی آنها را که می‌گویند مسیحی هستیم، نزدیک‌ترین دوستان به مؤمنان می‌یابی، این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی دانشمند و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‌ورزند» (سوره مائده، آیه 82).

نتيجه مهمي كه از اين مباحث مي‌توان گرفت آن است كه اصلي‌ترين نشانه ايمان توحيدي، تبعيت و اطاعت از اولياي الهي است. زندگي بر اساس گمان‌هاي باطل و عدم تبعيت از ولي برگزيده خدا، ايمان انسان را به ظلمي بزرگ مبتلا و حيات انسان را به يك زندگي شرك‌آلود منتهي مي‌سازد.

«بگو در زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بوده [و] بيشترشان مشرك بودند چگونه بوده است؟» (سوره روم، آیه 42).

 انتظار ظهور آخرين برگزيده الهي و مقدمه سازي براي تشكيل حكومت صالحان

از آنجا كه اصلي‌ترين نشانه ايمان، تبعيت و اطاعت از اولياي الهي است، در زمان غيبت ولي برگزيده الهي، اين تبعيت بايد رنگ و بوي انتظار را نيز به‌همراه داشته باشد.

«و مى‏پرسند اگر راست مى‏گوييد اين پيروزى [شما] چه وقت است (۲۸) بگو روز پيروزى ايمان كسانى كه كافر شده‏اند سود نمى‏بخشد و آنان مهلت نمى‏يابند (۲۹) پس از ايشان روى برتاب و منتظر باش كه آنها نيز در انتظارند (۳۰)» (سوره سجده، آيات 30-28).

 «و به كسانى كه ايمان نمى‏آورند بگو با استفاده از امكانات خود عمل كنيد كه ما [هم] عمل خواهيم كرد (۱۲۱) و منتظر باشيد كه ما [نيز] منتظر خواهيم بود(122)» (سوره هود، آیات 121 و122).

البته خداوند به كساني كه ايمان واقعي آورده‌اند، وعده مي‌دهد:

«خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مي‏دهد كه آنها را قطعاً خليفه روي زمين خواهد كرد، همانگونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده، پا برجا و ريشه‌دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مي‏كند، آنچنان‌كه تنها مرا مي‏پرستند و چيزي را براي من شريك نخواهند ساخت و كساني كه بعد از آن كافر شوند، فاسقند» (سوره نور، آیه 55).

محوریت مبدأ و معاد در طراحی الگو

خلقت الهی یک شروعی دارد و خداوند اراده فرموده که انسان‌ها با گذر از مراحلی به اصل خود بازگشت کنند.

«بازگشت همه شما به سوی اوست. وعده خدا حق است. او است که آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را بازمی‌گرداند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند به عدالت پاداش دهد و کسانی که کفر ورزیده‌اند به سزای کفرشان، شربتی از آب جوشان و عذابی پردرد خواهند داشت» (سوره یونس، آیه 4).

 نيت و هدف متعالي

بحث نيت و هدف اوليه براي ايجاد يك الگو آنقدر مهم است كه خداوند در مورد مسجد ضرار كه توسط منافقان ساخته شده بود، دستور مي‌دهد:

«هرگز در آنجا مايست زيرا همان مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن [به نماز] ايستى [و] در آن مردانى‏اند كه دوست دارند خود را پاك و مطهر سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكى‏اند، دوست مى‏دارد(108)آيا كسى كه بنياد [كار] خود را بر پايه تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر است ‏يا كسى كه بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پى‏ريزى كرده و با آن در آتش دوزخ فرو مى‏افتد و خدا گروه بيدادگران را هدايت نمى‏كند (۱۰۹)» (سوره توبه، آیات 108 و109).

در ساخت الگوي اسلامي، مسايل پوچ و سرگرم كننده وتنها جذاب يا حتي مسايلي كه به ظاهر به امور فطري انسان اشاره مي‌كنند یا ... نبايد عاملي تعيين كننده باشند زيرا عظمت انساني كه بايد جانشين خدا بر زمين باشد به قدري زياد است كه حتي كوچك‌ترين غفلتي در اهداف عاليه، مي‌تواند به عظمت مسيري كه براي قرب الهي و رفع تمام عيوب و نقايص نفساني لازم است طي كند، خدشه واردكند. در قرآن در اشاره به صفت مؤمنان آمده است:

« و آنان كه از اعمال بيهوده روي‌گردانند» (سوره مؤمنون، آيه3).

تعظيم حدود الهي

علاوه بر بحث لزوم تبعيت از ولي خدا، مقيد شدن به حرام و حلال الهي جزیی از بديهيات مسلم طراحي‌ الگوهاي ديني است. از آنجا كه دايره احكام و قوانين الهي گسترده است و با گذشت زمان و تغيير جا و مكان صورت‌هاي متنوعي به‌خود مي‌گيرد، توجه به رعايت اين مسأله در الگوسازي‌ها، خود به خود شرايط را براي تعالي الگو‌سازان الزام‌آور مي‌کند و به عبارت دیگر، يك انسان مقيد كه قرار است با به كار انداختن طرحي نو، موجبات پيشرفت انساني را ميسر سازد، در ابتدا لازم مي‌بيند كه خود را به سطح عالي معرفتي برساند تا بتواند در عمل، حدود الهي را تكريم و تعظيم کند.

«[آن مؤمنان] همان توبه‏كنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزه‏داران، ركوع‏كنندگان، سجده‏كنندگان، وادارندگان به كارهاى پسنديده، بازدارندگان از كارهاى ناپسند و نگاهدارنده حدود خدايند و مؤمنان را بشارت ده»(سوره توبه، آیه 112).

به طور قطع، بي‌توجهي نسبت به حدود الهي، نه تنها ما را به اهداف عاليه كمال، راهبري نمي‌كند، بلكه سرانجام آن، چيزي جز عذاب نخواهد بود.

«هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نمايد وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‏آور است» (سوره نساء، آیه14).

 اعتقاد به عمل بر اساس ميزان معرفت نسبت به صفات خداوند

به طور قطع اصول نامبرده قبلي، معيار و سنجشي است كه مي‌تواند سطح جهان‌بيني شخص را نشان دهد. در هر سطحي از جهان بيني، انسان نگرشي خاص به خود و منبع فيض و كمال در جهان هستي دارد. هر قدر انسان، ناتواني و نياز خود را در حساب آورد، در مقابل، توانمندي و بي‌نيازي خالق خويش را بيشتر درك مي‌كند.

«چرا شما براي خدا عظمت قايل نيستيد؟ (۱۳) در حالي كه شما را در مراحل مختلف آفريده است (۱۴)آيا نمي‏دانيد چگونه خداوند هفت آسمان را يكي بالاي ديگري آفريده ؟ (۱۵) و ماه را در ميان آسمان‌ها مايه روشنايي و خورشيد را چراغ فروزاني قرار داده است (۱۶)و خداوند شما را همچون گياهي از زمين رويانيد (۱۷)» (سوره نوح(ع)، آیات 17- 13).

منابع:

1- آیت‌الله مكارم شيرازي، ترجمه فارسي قرآن.

2- فولادوند، ترجمه فارسي قرآن.

3- سايت جست‌وجوي آيات قرآن

 http://www.parsquran.com .

4- یزدان‌پناه، امیر حسین، «هنر متعهد، سايت باشگاه انديشه

http://bashgah.net/pages-14549.html .

* کارشناس دفتر برنامه‌ریزی اقتصادی