الگوی توسعه بومی، پیش‌نیاز توسعه

 

اشاره: در چند دهه اخیر، مسأله اساسی فراروی کشورهای درحال توسعه، ناکارآمدی توسعه و عدم موفقیت آنها در تحقق اهداف توسعه بوده‌است. بسیاری از اقتصاددانان علت این امر را کمبود سرمایه، ضعف فناوری، ضعف مهارت‌ نیروهای متخصص و ضعف فرهنگ توسعه عنوان می‌کنند درحالی که با مروری بر وضع موجود شاخص‌های مطرح شده در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، مشاهده می‌شود با وجود دارا بودن بسیاری از عوامل درونزا و برونزای توسعه، باز هم در فرآیند توسعه‌یافتگی موفقیت چندانی ندارند.

پرسش‌های چندی در این باره مطرح است، از جمله اینکه کشورهای در حال توسعه به‌منظور دستیابی به توسعه بايد از چه الگو و روشی استفاده کنند؟ آیا باید به‌طور کامل از روش‌ کشورهای دیگر که در این مسیر موفق بوده‌اند، پیروی کنند؟ یا بدون توجه به تجارب آنها، روش و الگوی مخصوص به خود را تدوین کنند؟ به همین منظور در ابتدا برای پاسخ به پرسش‌های یادشده، تعریفی از توسعه ارایه مي‌شود و در گام بعدی برخی عوامل تأثیرگذار در فرآیند توسعه مورد بررسی قرار می‌گیرد و در پايان اشاره‌اي به ضرورت بازتعريف واژه‌هايي نظير توسعه مي‌شود.

ضرورت بومي بودن الگوي توسعه

واژه توسعه به رغم اینکه در زندگی روزمره کاربرد زیادی دارد، دارای مفهوم غامض و پیچیده‌ای است. به گمان برخی اندیشمندان، اصطلاح توسعه متعلق به اعصار زندگی بشر بوده و پدیده‌ای است که در گذر زمان اشکال گوناگونی به خود گرفته یا اینکه از سوی آدمیان به فراخور زمان به آن نسبت داده شده است. توسعه فرآیندی است که طی آن باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جامعه، به‌صورت بنیادی متحول می‌شود تا متناسب با اين تحول، ظرفیت‌های شناخته شده جدید ايجاد شود و طی این فرآیند سطح رفاه جامعه ارتقا یابد.1 این امر با تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، دگرگونی شیوه تولید، گسترش بازارهای مالی، انباشت سرمایه، دگرگونی در طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق و افزایش توان تولید و رشد علمی و فناوری حاصل می‌شود.

تغییرات اساسی در عوامل یادشده مستلزم برنامه‌ریزی همه جانبه و دقیق و برخورداری از الگویی مناسب است. هر الگوی برنامه‌ریزی متشکل از دو بخش اساسی است: ساخت کلی الگو و مسایل تکنیکی و معادلات منطقی.

 ساخت کلی الگو باید متناسب با اهداف، جهت‌گیری‌ها و ارزش‌های مورد نظر جامعه باشد. الگوهای مختلف برنامه‌ریزی می‌توانند از نظر ساخت الگو دارای تفاوت‌های چشمگیری باشند. هرچند روش‌های تکنیکی محاسبات و برآوردها در تمام الگوهای برنامه‌ریزی دارای تشابه‌های بسيار است اما باید تأکید کرد آنچه یک الگوی برنامه‌ریزی را از الگویی دیگر متمایز می‌سازد، ساخت کلی الگو است به‌طوري كه مشخص می‌سازد چه مسایلی به‌طور مستقیم در الگو مورد نظر قرار گرفته و حصول به چه اهداف مشخصی مورد توجه بوده ‌است. از اینجا است که در هر نظام برنامه‌ریزی، تدوین و انتخاب الگوی مناسب دارای جایگاه ویژه و بسیار با اهمیتی است.2

به‌طورکلی در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، دو دیدگاه در مورد الگوی توسعه وجود دارد. عده‌ای معتقدند، در دنياي امروز، برای دستیابی به توسعه و برخورداری از جامعه‌ای پيشرو، بیش از یک الگوي توسعه وجود ندارد و تمام کشورهای دنیا بدون توجه به موقعیت جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعي ، سياسي و ... درحوزه داخلي كشور، باید از الگوی کشورهای توسعه‌یافته پیروی كنند. عده‌ای دیگر، در نقطه مقابل ديدگاه یادشده قرار دارند و بر این باورند که توسعه را باید در قالبی خودي و مبتنی بر ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور و بدون توجه به تجارب و دستاوردهای کشورهای دیگر و ماهیت علمی این پدیده، ساماندهی کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی براي ديدگاه نخست كه تقليد و پيروي محض از الگوهاي توسعه كشورهاي توسعه‌يافته را تجويز مي‌كند، فرموده‌اند: «... امروز در چشم بسياری از نخبگان ما، بسياری از كارگزاران ما، مدل پيشرفت تنها مدل‌های غربی است، توسعه و پيشرفت را بايد از روی مدل‌هايی كه غربی‏ها برای ما درست كرده‏اند، دنبال و تعقيب كنيم. امروز در چشم كارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناكی است، چيز غلطی است، هم غلط است، خطاست، هم خطرناك است...».3

تجارب گذشته كشورها نشان مي‌دهد، هر دو دیدگاه یادشده، رويكردي خشك و غيرقابل انعطاف نسبت به مقوله توسعه همه‌جانبه دارند و تنها براساس طرز تلقی و نيازمندي مبدعان آن شکل گرفته‌اند. براساس این، به‌كارگیری دیدگاه متعادل‌تری كه سهم بيشتري از عوامل اثرگذار بر توسعه را مدنظر قرار دهد، ضروري است.

از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی هر دو ديدگاه یادشده، مطرود است و نگاه عميق‌تر و كاربردي‌تري در اين خصوص دارند. در واقع استفاده ار تجارب و دانش ديگران را با رعايت اقتضائات، فرهنگ، باور و اعتقادات كشور و جامعه، مدلي مناسب و بومي شده و سازگار براي كشور مي‌دانند و در اين خصوص فرموده‌اند: «ما دنبال چه نوع توسعه‌اي هستيم؟ اين نكته‌ اساسی، در بحث‌های اقتصادی و غيراقتصادی جاری است. كسانی دنبال اين هستند كه حرفی را پرتاب كنند و ذهن مردم را از مسایل اصلی دور نگه دارند: مدل چينی، مدل ژاپنی، مدل فلان. مدل توسعه در جمهوری اسلامی، به اقتضای شرايط فرهنگی، تاريخی، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملاً بومی و مختص به خود ملت ايران است، از هيچ‌جا نبايد تقليد كرد، نه از بانك جهانی، نه از صندوق بين‌المللی پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست، هرجا اقتضايی دارد... از تجربه‌ها و دانش‌ها بايد استفاده كرد اما الگو و شيوه و مدل را بايد كاملاً بومی و خودی انتخاب كرد».4 از نگاه ايشان استفاده چشم و گوش بسته و بي‌قيد و شرط مدل‌هاي توسعه از ديگر كشورها و حتي كشورهاي توسعه‌يافته يك خطاي بزرگ محسوب می‌شود و ناديده گرفتن شرايط و اقتضائات جامعه و كشور در مدل‌هاي وارداتي توسعه، راهي به سوی توسعه ندارد و چه بسا شرايط وابستگي كشور را فراهم مي‌سازد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی عنصر اعتماد به نفس را براي تهيه و طراحي الگويي بومي با مشخصه اسلامي – ايراني ضروري دانسته و فرموده‌اند: «من در يكی، دو تا ديدار دانشجویی... راجع به مسأله‌ الگوی توسعه صحبت كردم، الگوی توسعه‌ ايرانی، الگوی توسعه بومی كه ما برای توسعه‌ كشور به سراغ نظريات دانشمندان اروپایی نرويم. نمي‌گويم از علم آنها استفاده نكنيم اما نسخه‌ آنها مال خودشان. علم آنها را ياد بگيريم اما نسخه‌ بيماری خودمان را خودمان بنويسيم تا مورد اعتماد خودمان باشد تا بتوانيم به آن تكيه كنيم، اطمينان كنيم. حالا اگر اعتماد به نفس نباشد، مي‌گویيم آقا مگر ما مي‌توانيم؟ اين همه ديگران تجربه كردند، ما حالا چه بالاتر از آنها مي‌خواهيم بياوريم؟ اين، نبود اعتماد به نفس است كه الان هم متأسفانه بعضی‌ها مي‌گويند، بعضی از تحصيلكرده‌های ما همين را مي‌گويند. ما گفتيم الگوی توسعه‌ بومی تهيه كنيم، مي‌گويند آقا كدام الگوی توسعه‌ بومی، مگر مي‌شود؟ ببينيد، اين همان رسوبات باقي‌مانده‌ از گذشته است، نبود اعتماد به نفس است. اگر يك ملت مي‌خواهد پيشرفت كند، نمي‌شود منتظر ديگران باشد».5

پس در هر يك از کشورها، الگوی توسعه بسته به میزان بهره‌مندی آن کشور از مواهب اولیه، وقوع حوادث تاریخی، شوک‌های خارجی، سنت و باورهای فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی و ...، قالب‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. این امر باعث می‌شود الگوهاي توسعه متنوعی در سطح جهان ایجاد شود زیرا نمی‌توان بدون توجه به عوامل یادشده برای کشوری برنامه‌ریزی کرد و به‌طور طبیعی، در صورت برنامه‌ريزي بدون لحاظ موارد یادشده، فرآيند اجرا به درستي انجام نمی‌شود.

از بین عوامل اشاره شده، دو عامل که نقش تأثیرگذارتری نسبت به عوامل دیگر در اجرای الگوی توسعه کشورها دارند، عامل فرهنگی و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی است.

اعتقادات و باورهای مردم برای تحقق الگوی توسعه در هر کشور نقش بسزایی دارد. در واقع ساختار اجتماعی جامعه به الگوی توسعه کشورها، شکل‌های گوناگونی می‌دهد و اگر الگوی تدوین شده با فرهنگ و باورهای جامعه در تعارض باشد نه تنها در جهت اجرا و تحقق آن گامی برداشته نمی‌شود و کمکی به پيشبرد آن نمي كند، بلکه در مقابل آن مقاومت خواهد شد و حضوري بازدارنده خواهد داشت.

به عنوان مثال، جهان‌بینی حاکم بر نظام اقتصادی جامعه ما، متفاوت با جهان‌بینی‌های سرمایه‌داری یا مارکسیستی بوده، از این رو، طبیعی است که الگوی توسعه در کشور ما، با الگوی کشورهای مزبور متفاوت باشد. بديهي است، اگر الگوی توسعه‌ای ایران مانند نظام‌های حاكم بر ديگر كشورها عمل کند، در همان قدم اول با شکست مواجه می‌شود و به سرانجام نمی‌رسد یا در مثالي ديگر، با توجه به تصريح قانون اساسی، نرخ رشد اقتصادی در ايران یک متغیر درونی است در حالی که نرخ رشد در الگوهای متداول دیگر متغیری بیرونی است و به همین دلیل باید الگوی توسعه‌ای تدوین شود که هماهنگ با اهداف و جهت‌گیری‌های جامعه و قوانین کشور باشد.

عامل دیگری که می‌تواند در الگوی توسعه یک کشور یا منطقه عامل مؤثری باشد، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی آن کشور یا منطقه است زیرا اگر اهداف و توسعه ملی مبتنی بر رشد و توسعه منطقه‌ای نباشد و شرایط جغرافیایی و منطقه‌ای در نظر گرفته نشود، رشد پایدار و همه جانبه امکان‌پذیر نخواهد بود.

از طرفي، در پاسخ به گروهی که بدون در نظر گرفتن ماهیت علمی پدیده توسعه و دستاوردها و تجارب کشورهای دیگر، به‌دنبال تدوين الگويی مجزا برای کشور خود هستند، باید گفت، بسیاری از مشکلاتی که کشورهای مختلف دنیا با آن مواجه بودند یا هستند، با یکدیگر مشابه است. مشکلی که امروز کشوری از آن رنج می‌برد کشورهای دیگر، در گذشته با آن درگیر بوده‌اند و برای حل آن، دانشمندان و پژوهشگران مطالعات بسیاری انجام داده و به دنبال آن، مجریان براي مرتفع کردن آن مسایل و مشكلات اقدام‌هایی کرده‌اند. بدین‌ترتیب، زنجیره‌ای پیوسته از مطالعات و تحقیقات به‌طور مستمر در جهان در جریان است. امروزه حاصل این تکاپوي مستمر، در مجموعه‌ای تحت عنوان «علوم اداره کشور» شکل گرفته که حجم آن هرروز در حال افزایش است. این مجموعه، مانند گوهری گرانبها متعلق به دولت و ملت خاصی نیست و همه این حق را دارند تا از آن بهره ببرند. هر کشوری، می‌تواند از این اندوخته عظیم به عنوان نقطه شروع حرکت، استفاده کند. البته به‌طور طبیعی، مشابه بودن مشکلات به معنای یکسان بودن راه‌حل‌ها نیست و علم نیز چنین ادعایی ندارد. استفاده از تجارب دیگران، به هیچوجه به معنای به‌کارگیری کلیشه‌ای راه‌حل‌های دیگران و در نظر نگرفتن ویژگی‌های بومی نیست. توسعه، یک فرآیند علمی بوده و قانونمندی‌های آن برای تمام کشورها یکسان است اما روش‌های متفاوتی دارد. هر الگوی توسعه‌ای، واحد و یگانه بوده و در نتيجه الگوی توسعه هر کشور با ديگر كشورها متفاوت است.حتی در زمینه‌های مادی توسعه نیز این اصل صادق است؛ به عنوان مثال، ژاپن و فرانسه هر دو کشوری توسعه یافته هستند اما روش‌ها و الگوهای توسعه‌ای آنها با یکدیگر متفاوت است؛ هر دو کشور سعی کرده‌اند جامعه‌اشان را علمی کنند و هر دو تلاش کرده‌اند تا نهادهای متناسب با اندیشه برابری انسان‌ها را ایجاد کنند.

در پايان اين بحث، به كليات مدل پيشرفت و توسعه كشور كه رهبر معظم انقلاب اسلامي ترسيم فرموده‌اند؛ اشاره مي شود: «آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ دانش‌های مورد نيازمان را فرا بگيريم، اين دانش را به مرحله‏ عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، برای اينكه دامنه علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادی انجام بدهيم، تحقيقات كاربردی و تجربی انجام دهيم تا فناوری را به وجود آوريم يا فناوری جديدی را به وجود بياوريم يا فناوری را تكميل كنيم، تصحيح كنيم و انجام بدهيم، در زمينه آموزش‌های مديريتی از پيشرفت‌های دنيا فرا بگيريم، آن را بين خودمان بر طبق نيازها و عرف و فرهنگ خودمان تحليل و فهم كنيم و با جامعه‏امان تطبيق كنيم، درباره مشكلات اجتماعی‌اي كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه‌كن كردن اينها را پيدا كنيم».6

 نتيجه آنكه، الگوی توسعه یک کشور باید در بستر استفاده از تجارب کشورهای توسعه‌یافته و بدون وابستگي به آنها و با عزمي راسخ و اعتماد به نفس كامل و با در نظر گرفتن ویژگی‌های بومی یک کشور تحقق يابد. این امر منتج به روش‌های مناسبی برای نیل به توسعه می‌شود.

نياز اساسي به بازتعريف مفهوم توسعه

موضوع مهم اين است كه به‌طور معمول تفاوت‌هايي در مفاهيم و تعاريف اوليه مدل‌ها و مقوله توسعه وجود دارد كه ناشي از تفاوت‌ها در جهان‌بيني و مكاتب اعتقادي و فرهنگي كشورها است. از این‌رو، نخستین گام براي بومي کردن مدل‌هاي توسعه در كشورمان، با در نظر داشتن شرايط و اقتضائات جامعه و امكان سازگاري اين مدل‌ها با مقتضيات و ويژگي‌هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي و همچنين مقدورات كشور، تدوين تعاريف و مفاهيم اوليه توسعه و پيشرفت با رويكردي اسلامي و ايراني و حصول تعريفي نهايي از توسعه و مفاهيمي از اين دست است.

با وجود گذشت ده‌ها سال از تلاش‌هاي علمي و عملي وافري كه كشورها براي رسيدن به توسعه متحمل شده‌اند و تحقيقات و پژوهش‌هاي زيادي كه در اين سال‌ها در كشورهاي مختلف و همچنین كشور ما روي اين موضوع شده است، هنوز يك تعريف واحد و نهايي براي توسعه و توسعه پايدار كه در برگيرنده تمام مفاهيم توسعه و مورد اجماع تمام صاحب‌نظران اهل فن باشد، حاصل نشده است. شايد این امر به دليل همين تفاوت‌هاي بنياني در نگرش به جهان و امور مربوط به آن و... باشد.

بديهي است، برنامه‌هاي توسعه‌اي در كشور براي رسيدن به اهداف عاليه خود بايد با اصول و مبانی اعتقادي، ديني و فرهنگي و همچنين شرايط و مقتضيات جامعه همخوان و سازگار باشد كه در غير اين صورت نخواهد توانست به آرمان‌هاي متعالي ترسيم شده، دست يابد.

در تعاریف رایج توسعه، نگاه یک بعدی و مادی حاکم شده است و در تعاريف مختلفي كه از اين واژه وجود دارد، به‌طور معمول وجه مادي دنيا و نياز و رفاه انسان و جامعه مدنظر قرار گرفته است. در اسلام جايگاه توسعه فراتر از نياز و ابعاد مادي انسان است زیرا انسان را تركيبي از جسم و روح مي‌داند كه علاوه بر نيازهاي مادي، خواسته‌هاي معنوي دارد. در منظر اسلام، جهان‌بيني مادي نمي‌تواند به نيازهاي واقعي انسان پاسخ دهد و شاخص‌هاي متعدد موجود توسعه قادر نیستند انسان و جامعه بشري را به سوي تعالي و كمال رهنمون سازند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي تعريفي از توسعه و پيشرفت را ارایه فرموده‌اند كه تفاوت‌هايي با تعاريف موجود و غالب دنيا دارد. در اين تعريف نيازهاي مادي و اخروي انسان در رسيدن به توسعه با هم در نظر گرفته شده است، توسعه‌اي كه علاوه بر ملاحظات زيست‌محيطي و منابع طبيعي بين‌نسلي، قرين بودن آن را با مقوله عدالت اجتماعي مورد تأكيد قرار می‌دهد. از این رو، «... الگوی نظام جمهوری اسلامی، الگوی اسلامی است؛ يعنی الگوی پيشرفت و توسعه و رفاه، همراه با عدالت و برادری و محبت و عطوفت بين قشرها و پرشدن شكاف بين فقير و غنی در جامعه. پيشرفت جامعه به اين شكل كه با معنويت همراه است، مورد نظر اسلام است».7

اين مسأله موضوعي را پيش ‌پاي صاحبان انديشه و نخبگان امر توسعه در حوزه و دانشگاه قرار مي‌دهد تا تلاشي اساسي و عملي را براي بازنگري در تعاريف و مفاهيم توسعه اسلامي به کار بندند. هر چند كه اين امر با انتقادهایی همراه خواهد بود كه به‌طور مثال با تعريف جديد از توسعه، ديگر كشور نمي تواند در ارزيابي‌هاي توسعه در بين كشورها رتبه، جايگاه و تعريف داشته باشد یا... كه به‌طور اساسی بايد پرسيده شود اول:اين موضوع تا چه اندازه مهم است؟ و دوم: چرا، چه كسي و با چه قصدي، جهان را به كشورهاي توسعه‌يافته، در حال توسعه و كمتر توسعه‌يافته تقسيم کرده است؟

توضيح: بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی كه در اين نوشته از آنها استفاده شده است از كتاب «برنامه ريزي فضايي- توسعه منطقه‌اي و محيط‌زيست، مجموعه كتاب‌هاي فرازهايي از بيانات رهبر معظم انقلاب» تهيه شده كه از انتشارات معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس‌جمهوری (سال1388)، است.

منابع:

1- عظیمی، حسین، ایران امروز در آیینه مباحث توسعه، نشر فرهنگ اسلامی، ص 42.

2- عظیمی، حسین، پیشنهاد خطوط اساسی، الگویی برای برنامه‌ریزی در ایران براساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

3- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با استادان دانشگاه‌هاي استان خراسان، در دانشگاه فردوسي مشهد، 25/2/1386.

4- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار نمايندگان هفتمين دوره‌ مجلس شورای اسلامی، 27/3/1383.

5- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با دانشجويان دانشگاه‌هاي يزد، 13/10/1386.

6- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با دانشجويان، 18/8/1385.

7- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان، 18/2/1384.

*مدير نظريه‌سازي پايه توسعه دفتر الگوي اسلامي-‌ايراني توسعه

**كارشناس دفتر الگوي اسلامي- ايراني توسعه