![]() |
||||||
|
||||||
|
اشاره: با عنایت به فرمایشهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مناسبتهای مختلف و همچنین افق ترسیم شده در سند چشمانداز، هدف آموزش عالی کشور در پایان گستره زمانی این سند را میتوان به این شرح بیان داشت: «دستیابی به جایگاه اول علمی و فناوری در سطح آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) و برخوردار از دانش پیشرفته در تولید علم و فناوری با اتکا بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی». برای دستیابی به این جایگاه در چارچوب راهبرد برنامه چهارم و سیاستهای کلی ابلاغشده از طرف مقام عظمای ولایت در تدوین برنامه پنجساله پنجم جمهوری اسلامی، همچنین زنده و نمایان نگهداشتن اندیشه دینی و سیاسی حضرت امام خمینی (ره) و برجسته کردن نقش آن بهعنوان یک معیار اساسی در تمام سیاستگذاریها و برنامهریزیها، اهداف کلان نظام آموزش عالی کشور را میتوان به شرح زیر بیان داشت:
- دستیابی به جایگاه دوم علمی و فناوری در منطقه و تثبیت آن در پایان برنامه پنجم. - برنامهریزی، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزههای آموزش عالی، تحقیقات و فناوری و نظارت و ارزیابی پیشرفت امور در زمینههای یادشده. - گسترش و ارتقای کیفیت آموزشهای عالی و اهتمام نسبت به دستیابی و توسعه فناوریهای ویژه و نو مانند نانوفناوری، زیستفناوری، فناوریهای مربوط به اطلاعات و ارتباطات، هوافضا، هستهای، زیستمحیطی و انرژیهای نو. - تقویت جنبش نرمافزاری و ترویج پژوهش و تقویت روحیه تحقیق و علمدوستی. - تعمیق و گسترش علوم، معارف، ارزشهای انسانی و اسلامی و اعتلای جلوههای هنر و زیباییشناسی و میراث علمی تمدن ایرانی – اسلامی. - افزایش کارآیی، اثربخشی و توسعه تحقیقات کاربردی و اصلاح نظام آموزشی کشور در حوزههای آموزش عالی و آموزش فنی و حرفهای و متناسب کردن آموزش و پژوهش با نیازهای واقعی جامعه و تمهید زمینههای رشد مهارتها و استعدادها برای ایجاد اشتغال و رفع نیازهای کشور و ارتباط مؤثر و مفید دانشگاهها با صنعت و جامعه و کاربرد در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور. - کاربردی کردن آموزشهای عالی (دروس، پروژهها، رسالهها و...) در راستای تأمین نیروی انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز کشور و توسعه منابع انسانی و مدیریتی. - ایجاد نگرش معرفتی، ارزشی و اسلامی به دانش و فناوری و تربیت نیروی انسانی کارآمد و متعهد برای مدیریت کشور بر مبنای اصول و جهانبینی اسلامی. - ایجاد انگیزه در اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی وابسته در تعریف پروژهها و رسالههایی که در مسیر حل مشکلات و برطرف کردن نیازهای واقعی صنایع و کشور و مسایل اساسی اجتماعی و فرهنگی جامعه است. - ایجاد انگیزش در دانشجویان رشتهها و گرایشهای متفاوت در پیگیری و شناخت مشکلات صنعتی و مسایل اجتماعی و فرهنگی جامعه و حرکت در مسیر رفع این مشکلات و مسایل. با عنایت به موارد یادشده میتوان گفت، وظایف مزبور در جهت آرمانها و از دیدگاه اصول و ارزشهای اعتقادی و انقلابی ملت ایران، در باب تعریف و احصای وظیفه هر دولتی با جهانبینی اسلامی قابل اعتنا بوده و براین مبنا میتوان ادعا کرد که نه تنها در ساختار قوه مجریه نقش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نقش بیبدیلی است، بلکه در کل نظام میتواند از نظر اثرگذاری (نسبت به سایر وزارتخانهها) بینظیر یا کمنظیر باشد. - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میتواند با تربیت و آموزش مدیران متخصص، متعهد و ولایتمدار و تقدیم آنها به صنایع و مراکز فرهنگی و اجتماعی جامعه و نیز قوای مقننه و قضایی نه تنها در برطرف کردن نیازهای صنعتی، فرهنگی و اجتماعی جامعه مؤثر باشد، بلکه نقشی بسیار اساسی در بهرهمندی نظام از قوه مقننه و قضاییهای مجرب را به عهده داشته باشد و در نتیجه نقشی بیبدیل در پویایی نظام اسلامی ایفا کند. - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میتواند با مدیریتی هوشمندانه از طریق دانشگاهها، دانشآموختگانی برای جامعه اسلامی تربیت کند كه روحیهای قانونپذیر، نگرشی ارزشی و معنوی و گفتمانی عدالتخواهانه داشته باشند و به این ترتیب در استمرار انقلاب اسلامی نقش مؤثر خود را ایفا کند. - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میتواند با ایجاد فضای مناسب در دانشگاهها، در طراحی و استمرار گفتمان امام (ره) که عصاره آن عقلانیت توأم با وحی است، نقش خود را ایفا و فرهنگ انتظار را نهادینه كند و کارشناسان، مهندسان و دانشآموختگانی را که فرهنگ انتظار و مهدویت را با تمام وجود قبول کردهاند به صنعت، مراکز اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی جامعه تقدیم کند. - اگر دانشآموختگان دانشگاههای ایران اسلامی با روحیه قانونپذیری، فرهنگ انتظار و مهدویت، گفتمان انقلاب و امام (ره)، پس از فارغالتحصیلی به جامعه وارد شوند، تلاش برای حفظ آرامش خاطر و امنیت مردم ، استمرار نظم، تلاش برای توسعه سیاسی و اجتماعی و ارتقای مشارکت و حضور مؤثر در صحنههای متفاوت نهادینه میشود و پیشرفت کشور با کمترین هزینه میسر خواهد بود. - کشور نیاز به مدیرانی دارد که نه تنها سختکوش باشند و علم و هنر مدیریت را خوب بدانند، بلکه با اصول معنوی، مهرورزی و محبت و دوستی، عشق به عدالتخواهی و با روحیهای متأثر از فرهنگ ایثار و شهادت مدیریت خود را اعمال کنند. نقش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در تربیت کادر مؤثر برای اداره کشور و تداوم فرهنگ انقلاب بر هیچکس پوشیده نیست. آنچه درپی میآید بخشی از برنامههای كاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت دهم است.
مهمترین برنامههای پیشنهادی با توجه به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی، آموزههای حضرت امام راحل (ره)، جهتگیریها و منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی، چشمانداز 20 ساله و ادامه برنامه چهارم و برنامه پنجم و همچنین دیدگاههای عدالتمحورانه رییسجمهوری و شرایط و الزامهای علمی، فرهنگی و اجتماعی برهه حاضر و مطالبات شکل گرفته در طیفهای مختلف دانشگاهی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ثبت شد و قابل تحلیل است، بخشی از برنامهها و پیشنهادها براساس شرح وظیفه ذاتی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در حوزههای فعالیتی به شرح زیر ارایه میشود. حوزه آموزش حوزه آموزش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به عنوان یکی از اساسیترین فعالیتهای این وزارتخانه از دیرباز دچار کاستیهای عدیدهای بوده است. بهرغم تلاشهای صورت گرفته، بهویژه در چهارسال اخیر، این حوزه همچنان دچار آسیبها و کاستیهایی است که اهم آنها را میتوان در سرفصلهای زیر عنوان کرد: - کم توجهی به کیفیت آموزش و نبود انعطاف در برنامههای آموزشی. - وجود واحدهای درسی غیرمرتبط با گرایشهای تحصیلی دانشجویان حتی در دورههای تحصیلات تکمیلی. - عدم تطابق محتوای برخی رشتهها و دروس دانشگاهی با نیازهای جامعه و وجود نگرش غیرکاربردی به محتوای واحدهای آموزشی برخی رشتهها، بهویژه در رشتههای علوم انسانی. این مسأله یعنی غیرکاربردی بودن آموزش، هم در سرفصل برخی دروس مشهود است و هم در تدریس استادان که موضوع آخر به علت عدم ارتباط مدرس با حوزه کاربرد به وجود آمده است. به این ترتیب برخی محتوای آموزشی و روش تدریس حتی در دورههای تحصیلات تکمیلی در راستای حل مسایل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی، صنعتی و... در داخل کشور نیست. - ناکارآمدی ملاکهای پذیرش دانشآموختگی و فارغالتحصیلی در مقطع دکترا که در حال حاضر در بیشتر دانشگاههای کشور پذیرش مقالات چاپشده در مجلات ISI از شروط اصلی آن است. - کاستیهای موجود در آییننامه ارتقای اعضای هیأت علمی مانند مبانی امتیازهای لازم برای ارتقای اعضای هیأت علمی از استادیاری به دانشیاری و سپس استاد تمامی، مزید بر علت شده است که استادان و دانشجویان هر دو، بدون آنکه خودشان بخواهند و بدانند بیشتر به سمت حل مسایل و مشکلات صنعتی و اجتماعی کشورهای دیگر جهتگیری و کار کنند تا بتوانند هم دانشجو یا مدرس موفقی محسوب و هم فارغالتحصیل شوند یا ارتقا یابند. - ناکافی بودن توجه به استفاده از بورس تحصیلی و کمرنگ شدن اعزام دانشجو به خارج. - عدم توجه کافی به رشتههایی که میتواند راه تبدیل علم به ثروت را به دانشجویان و استادان آموزش دهد. این موضوع از این منظر مهم است که ثروت کشور باید از راه توسعه علمی به دست آید و وظیفه دانشگاهها نه تنها تولید علم، بلکه آموزش تبدیل آن به فناوری و نوآوری است تا در قالب خدمات و محصولات در اختیار جامعه قرار گیرد و به ثروت تبدیل شود. نداشتن برنامه، نبود متولی برای بحث آموزش تجاریسازی فناوری یکی از بزرگترین مشکلاتی است که کشور را از تبدیل علم به ثروت تا حدود زیادی محروم و تصمیمگیران بودجه کشور را وابسته به درآمدهای نفتی میکند. مهمترین برنامهها و پیشنهادها براساس موارد یادشده و با نصبالعین قراردادن منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی و گفتههای رییسجمهوری و در چارچوب منافع ملی، شاخصهای زیر باید مورد بازتعریف سیستم ستادی و مدیریتی جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (در حوزه آموزش)، برای تحول در این بخش قرار گیرند: - تدوین نظام آموزشی رشتههای مختلف دانشگاهی در راستای تطابق و کاربرد در عرصه علوم و فنون مورد نیاز جامعه. - بنای سیستم آموزش عالی بر اصل کیفیت آموزش و تقویت بنیه علمی دانشجویان. - بازنگری در محتوای واحدهای دانشگاهی، بهویژه در دوره تحصیلات تکمیلی و استفاده از علوم و تجهیزات روز در ارایه دروس و استفاده از فناوریهای نوین آموزشی. - دایرکردن رشتههای خاص و کاربردی با استفاده از ظرفیت منطقهای و جغرافیایی. - عمومی و فراگیر کردن نظام آموزش عالی با استفاده از سیستمهای آموزش از راه دور و نیمه حضوری، آموزشهای عالی آزاد و حرفهای و دانشگاههای مجازی. - بهکارگیری اعضای هیأت علمی جدید در راستای تنوع بخشی و ایجاد زمینههای جدید آموزشی و پژوهشی. - استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برای توسعه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی. - تدوین برنامههای آموزشی و واحدهای درسی لازم، برای ایجاد رشتههای«آینده پژوهی» ، «تولید ثروت» و...، در راستای امکان فراگیری هنر تبدیل علم به ثروت و تجاریسازی فناوری. - تعریف سازوکار مناسب در ارزیابی آموزشی دانشجویان با توجه به رشتههای تحصیلی. - ایجاد و توسعه رشتههای مربوط به بانوان و برنامهریزی برای جذب دختران به این رشتهها مانند رشتههای خانواده، مطالعات زنان و... - تأسیس و راهاندازی مرکز آموزشی و پژوهشی و نظریهپردازی در زمینه اقتصادی، مالی، سیاسی و مدیریت با رویکرد مبتنی بر مبانی اسلامی و بومی و مسلط بر دانش غربی با استفاده از ظرفیتها، قابلیتها و استعدادهای موجود در کشور. حوزه پژوهش اهم کاستیها در حوزه پژوهش در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و...) را میتوان به صورت اختصار در سرفصلهای زیر آورد: - کاربردی نبودن محتوای پایاننامههای دانشگاهی در بسیاری از موارد و نبود تناسب لازم بین محتوای پژوهشهای تعریف شده در سطح تحصیلات تکمیلی ( بهویژه دوره دکترا ) با نیازهای واقعی کشور. - عدم ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با محیطهای کاری و مراکز تحقیقاتی. - عدم استقبال حوزههای کاربردی و مراکز تحقیقاتی آنها از دانشگاه و دانشگاهیان. - نمادین بودن ارتباط دانشگاه با حوزههای کار. - کاستیهای موجود در آییننامه ارتقای اعضای هیأت علمی از استادیاری به دانشیاری و سپس استاد تمامی به نحوی است که استادان دانشگاه بیشتر وقت خود را به مقالهنویسی برای پذیرش در مجلاتISI و... صرف میکنند و حل مشکلات داخلی فراموش میشود. - نبود ساز و کار مناسب و علم کافی برای تبدیل علم به ثروت و تجاریسازی نتیجه تحقیقات دانشگاهی و دیربازده بودن یا عدم بازدهی فعالیتهای تحقیقاتی از نظر مالی. مهمترین برنامهها و پیشنهادها با عنایت به موارد یادشده و در این برهه از زمان که تحقیقات و پژوهش میتواند در راستای اقتدار بخشیدن به کشور و کسب درآمد و همچنین کسب وجه بینالمللی نقش مهمی ایفا کند، موارد زیر باید در حوزه پژوهش بازنگری، تعریف و تبیین شود: - تعیین اولویتهای تحقیقاتی کشور در مقاطع زمانی کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت با تهیه سند راهبردی جامع نظام تحقیقاتی و پژوهشی کشور با توجه به نیازمندیهای صنعتی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی- اجرایی. - ساماندهی طرحهای تحقیقاتی دانشگاهها، پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکترا و جهتدار کردن موضوعهای انتخابی براساس سند راهبردی نظام تحقیقاتی و پژوهشی کشور. - توسعه زیرساختهای اصلی به جهت تحقق هدف یادشده در زمینههای اطلاعرسانی علمی، تقویت و ایجاد مراکز و مؤسسههای علمی و پژوهشی، بازبینی و تصحیح آییننامهها، دستورالعملها و روشهای اجرایی و گسترش تحصیلات تکمیلی در کشور. - بازنگری آییننامه ارتقای اعضای هیأت علمی در راستای پررنگتر شدن نقش رفع مشکلات آموزشی، فرهنگی و صنعتی کشور و همچنین تلاش برای دستیابی به ملاکهای اختصاصی برای ارتقای اعضای هیأت علمی گروه هنر و علوم انسانی. - نهادینهکردن تحقیقات مشترک بین دانشگاهها، مؤسسههای آموزش عالی، پژوهشکدهها در داخل کشور و درسطح منطقهای و بینالمللی و اشاعه فرهنگ تحقیقات مشترک ملی و بینالمللی. - ایجاد سازوکار مناسب ارتباط صنعت و دانشگاه با بازنگری و تقویت آییننامهها و اصلاح ساختارها و تأمین اعتبارات پژوهشی. - توسعه و تسریع در اطلاعرسانی علمی و تسهیل امکان دسترسی پژوهشگران به منابع علمی و تجهیزات تحقیقاتی. - برقراری ارتباط تعریفشده، دوسویه و مؤثر با حوزههای علمیه و ارتقای همکاریهای حوزه و دانشگاه و حمایت از فعالیتهای مشترک فکری و علمی اندیشمندان حوزه و دانشگاه در حل مسایل نظری و عملی جامعه. - روزآمد کردن دانشگاهها و مراکز پژوهشی از نظر دسترسی به اطلاعات روز علمی جهان و استفاده از فناوریهای نوین در آموزش و پژوهش. - تجهیز، توسعه و به روزکردن آزمایشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی. حوزه فناوری سیاستگذاری لازم در ارتباط با چگونگی تبدیل علم به فناوری و سپس کاربردیکردن آن در تأمین نیازهای جامعه و صنعت و تجاریسازی فناوری از مهمترین و اساسیترین مراحلی است که رفع کاستیهای آن میتواند کمک شایانی به پیشرفت کشور بهویژه در توسعه توانمندیها در زمینه فناوریهای پیشرفته و نوین، عزت و اقتدار ملت و ایجاد ثروت ملی برای جامعه کند. کاستیهای موجود در این حوزه را میتوان به صورت زیر تقسیمبندی کرد: - عدم اهتمام کافی دانشگاهها به جلب اعتماد صنعت و حوزههای کاربرد و در نتیجه کمبود حمایت مالی و اقتصادی برای به مرحله صنعتی رساندن فناوریهای تولیدی دانشگاهها. - عدم اهتمام کافی دانشگاهها به حل مشکلات و مسایل اصلی صنعت و محیطهای کاربرد. - خلأ برنامه جامع توسعه توانمندیها در زمینه فناوریهای پیشرفته و نوین و نبود سند راهبردی ملی در این خصوص. - نبود انگیزه و ابتکار لازم در استادان و فارغالتحصیلان دانشگاهی در تبدیل علم به ثروت ملی. - وارداتی بودن برخی فناوریهای مورد استفاده در حوزههای کاربرد بدون انتقال فناوری و به تبع آن ارتباط و وابستگی به مبدأ تولید فناوری. - وجود گروههایی در درون حوزههای کاربرد برای ایجاد شکاف بین دانشگاهها و حوزههای کاربرد و در نتیجه وابسته نگه داشتن برخی حوزههای کاربرد به فناوریهایی با مبدأ خارجی. مهمترین برنامهها و پیشنهادها با توجه به اینکه فناوری و تبدیل علم به ثروت و تجاریسازی آن میتواند یکی از ارکان تولید ثروت ملی باشد و به خلاقیتها، خودباوری و اصل «ما میتوانیم» نمود عینی ببخشد و در استقلال کشور و پویایی نظام نقش کلیدی داشته باشد، مهمترین برنامهها در این حوزه را میتوان به این صورت عنوان کرد: - شناسایی حوزههای فناوریهای نوین و نیازسنجی این فناوریها برای رشد همه جانبه کشور. - ارایه و ایجاد ساختار مناسب برای رشد مهارتها و بروز استعدادهای بالقوه داخل کشور در زمینه فناوریهای نوین و شکوفایی همه جانبه تحقیقات، فناوریها و صنعت. - تقویت و گسترش مراکز رشد بهمنظور تبدیل ایدهها به موضوعهای پژوهشی و تبدیل نتایج پژوهش به فناوری. - آینده پژوهی در حوزه علم، تحقیقات و فناوری و ارزشگذاری آنها بهمنظور واقعنگری در سیاستگذاری علمی. - گسترش حمایتهای هدفمند مادی و معنوی از نخبگان و نوآوران علمی و فناوری از طریق: ارتقای منزلت اجتماعی، ارتقای سطح علمی و مهارتی، رفع دغدغه خطرپذیری مالی در مراحل پژوهشی و آزمایشی نوآوریها و کمک به تجاریسازی دستاوردهای آنها. - تأمین زیرساختهای علم و فناوری در راستای بهبود فضای کسب و کار کشور. - ایجاد کالا و خدمات با فناوری پیشرفته با تأکید بر راهبرد توسعه صادرات و تلاش برای رهایی صنایع کشور از وابستگی به کشورهای خارجی. حوزه دانشجویی و فرهنگی با عنایت به اهمیت نقش اجتماعی دانشجویان در حال و آینده کشور چه از نظر فعل و انفعالات اجتماعی و چه از نظر مدیریت آینده کشور که برعهده این قشر قرار خواهد گرفت، به نظر میرسد نقش حوزه «دانشجویی و فرهنگ» یا بهتر بگوییم «فرهنگ دانشجویی» در مقایسه با دیگر حوزهها در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نقشی زیربنایی و پایهای است که متأسفانه با مروری بر گذشته این حوزه، بیتوجهی به آن و تأثر آن از مقولات سیاسی و گاه فراموشی این حوزه مهم بهطور کامل مشهود است. اهم کاستیهای موجود در حوزه دانشجویی و فرهنگی به اختصار در زیر میآید: - عدم تبیین فعالیتهای دانشجویی در توسعه اجتماعی. - عدم ارایه راهبردهای اجرایی برای الگوسازی رفتار اجتماعی – فرهنگی دانشجویان در دانشگاهها. - کمتوجهی به سلامت روحی – روانی دانشجویان در فعل و انفعالات دانشگاهها. - بیتوجهی به زمینههای ناهنجاریهای اجتماعی – فرهنگی در دانشگاهها. - عدم توجه به نقشآفرینی دانشجویان به عنوان هماهنگکننده اصلی در وحدت رویه فرهنگی – اجتماعی دانشگاهها. - بیتوجهی یا کمتوجهی به دانشجویان در راستای ایجاد نشاط اجتماعی. - عدم نهادینه شدن فرهنگ و روحیه کار گروهی. - چشمگیر نبودن فعالیتهایی مانند فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، مسابقات ورزشی و علمی، جشنوارهها و... مهمترین برنامهها و پیشنهادها - ارایه راهبردهای اجرایی گسترش آموزههای دینی و ترویج فرهنگ اسلامی برای الگوسازی رفتار اجتماعی و فرهنگی دانشجویان. - تأسیس مراکز تحقیقاتی «علم و دین» در دانشگاهها و ایجاد انگیزه لازم برای شرکت دانشجویان در این مراکز تحقیقاتی. - تکریم علم و عالم به عنوان مهمترین مقوله و رکن اساسی دانشگاه اسلامی و توجه ویژه به نکوداشت عالمان و شخصیتهای علمی کشور. - تدوین نقش دانشجویان در پویایی و نشاط اجتماعی. - تبیین نقش دانشگاهیان در ارتقای امنیت پایدار، فراگیر و تضمینکننده اهداف و منافع ملی. - ایجاد امنیت روانی دانشجو در مقولات مختلف و تأمین و حفظ حریم خصوصی دانشجویان در ضمن پشتیبانی آموزشی از آنها. - توسعه جامعهپذیری و مشارکت قانونمند سیاسی و اجتماعی دانشجویان برای ارتقای دانش و بینش سیاسی و اجتماعی. - حمایت از حقوق و آزادیهای قانونمند و ساماندهی تشکلهای دانشجویی. - قدرشناسی علمی و قانونمند از دانشجویان و تقویت روحیه مسؤولیتپذیری و تدوین برنامههای ابتکاری و پویا در حوزههای فردی و گروهی. - ایجاد بسترهای لازم برای تبیین روزآمد اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و تلاش برای گسترش و تفوق اخلاق در روابط علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اجرایی و... در محیطهای دانشگاهی از طریق تدوین منشور اخلاقی و ارایه راهکارهای اجرایی. - شناخت نخبگان در زمینههای علوم انسانی، فنی و تجربی با تعهد لازم به گفتمان امام (ره) و انقلاب و با دغدغه عدالتخواهی و پیشرفت و توسعه کشور. - تشکیل شورایی متشکل از دانشگاه، حوزه علمیه و دفتر و نهاد رهبری برای تقویت ارتباط بین دانشگاه و حوزه برای اسلامی کردن دانشگاهها، برنامهریزی فرهنگی و تحول در ارایه دروس عمومی. - ایجاد بستر مناسب برای فعالیتهای فرهنگی و اجرای طرحهای مهم فرهنگی در دانشگاهها. - تقویت حضور و مشارکت دانشجویان و استادان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. - جهتدهی تشکلهای دانشجویی در پایبندی به ارزشهای اسلامی – انقلابی، دفاع از منافع ملی، دشمنستیزی، قانونپذیری و اصول اخلاقی. حوزه نیروی انسانی و مدیریت اجرایی مسایل مربوط به این حوزه را باید به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول، کارمندان و اعضای غیرهیأت علمی که در دانشگاهها و ستاد وزارت علوم شاغل هستند و بخش دوم، مسایل اجرایی که به کلیت دانشگاهها مربوط میشود. مهمترین برنامهها و پیشنهادها - دیدار چهره به چهره و شنیدن مسایل دانشگاهیان توسط رییس و معاونان دانشگاهها به صورت فصلی. - برنامهریزی در راستای رسیدن به استقلال مدیریتی با تکیه بر هیأت امنا با هدف نقش نظارتی و حمایتی وزارتخانه. - آمادهسازی بستر برای جذب نخبگان در سامانه تحصیلات تکمیلی و هیأت علمی دانشگاهها. - انسجامبخشی و ایجاد هماهنگی در سیستم مدیریتی دانشگاهها، متشکل از رییس دانشگاه، معاونان وی و رییسان و مدیریت دانشکدهها. - اصلاح وظایف رییسان دانشکدهها و توسعه آن از سطح «برنامهریزی و نظارت بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دانشکده» به سطح «ایجاد تسهیلات، برنامهریزی و نظارت بر فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، صنفی و...» در دانشکدهها. - ایجاد بسترهای مناسب برای تبادل دستاوردهای علمی، فنی و فناوری بین دانشگاههای داخلی، درعین حفظ و تقویت فضای رقابتی سالم و گسترش دامنه این مبادلات به دانشگاههای خارج در گامهای بعدی. - شناسایی و فراخوان نیروهای دارای روحیه کار انقلابی با اشراف کامل بر مقولات علمی، فناوری و پژوهشی. - برنامهریزی میانمدت و درازمدت برای تربیت نیروی انسانی با شناخت دقیق و مؤثر از معارف اسلامی به همراه الزامها و دلالتهای آن در حوزه رشته تخصصی، آیندهنگر و با صلاحیتهای فردی شامل ابعاد عقیدتی و ارزشی، دارای روحیه علمی و پژوهشی، سرآمدی علمی، خلاقیت و ابتکار، متعهد ارزشی و پایبند به اصول انقلاب و گفتمان امام (ره). - تشکیل ستادهای کاری و جهادی برای مأموریتهای ویژه موردنظر نظام و رهبر معظم انقلاب اسلامی مانند چشمانداز بیست ساله نظام، جنبش نرمافزاری و تولید علم، طراحی نقشه جامع علمی، مشارکت مؤثر در مهندسی فرهنگی جامعه، اسلامی شدن علم و دانشگاه و... - ایجاد فضای سالم کار و تلاش با ترویج فرهنگ عشق و ایثار در جهت تحول انقلابی در علم و فناوری کشور. - ایجاد تحول در مدیریت و مصرف منابع برای اصلاح الگوی مصرف. - تلاش برای جذب خیران دانشگاهساز بهمنظور احداث مراکز آموزشی و پژوهشی و احیای سنت وقف برای توسعه و تقویت زیرساختهای فیزیکی دانشگاهها و مراکز پژوهشی و فناوری. حوزه بینالملل اتخاذ راهبرد و خطمشی مناسب در تعاملات منطقهای و بینالمللی از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میتواند نقش مهم و حیاتی در اعتلای نام میهن اسلامی در جهان داشته باشد. بالابردن سهم تولید علم، عرضه فناوریهای نو به بازارهای جهانی و برقراری مناسبات و روابط با مراکز علمی و پژوهشی منطقهای و جهانی میتواند ما را در ردیف کشورهای صاحب فناوری روز قرار دهد و باعث بالا بردن روحیه خودباوری محققان در عرصههای جهانی شود. با عنایت به این مهم میتوان اهم برنامهها و پیشنهادها را در این حوزه به شرح زیر بیان کرد: مهمترین برنامهها و پیشنهادها -توسعه روابط، همکاریها و مبادلات علمی، فرهنگی و هنری اعضای هیأت علمی و دانشجویان دانشگاهها و مراکز علمی در داخل و خارج از کشور با اولویت کشورهای منطقه و جهان اسلام. - تبادل استاد و دانشجو، همکاریهای آموزشی و انجام فعالیتهای پژوهشی مشترک، برگزاری کارگاههای آموزشی مشترک برای تسهیل تبادلات علمی و فرهنگی با کشورهای منطقه و... - بهرهگیری از ظرفیت سازمان کنفرانس اسلامی، سازمان همکاریهای اقتصادی اکو و سازمانهای مشابه و موافقتنامههای دوجانبه و چندجانبه برای تقویت همکاریهای بین کشورهای همسایه و اسلامی. - افزایش تعداد رایزنیهای علمی در خارج از کشور و ارتقای وظایف نمایندگیهای علمی خارج از کشور از سرپرستی دانشجویان به رایزنیهای علمی برای انتقال هوشمندانه دستاوردها و تجارب جهانی، افزایش همکاریهای علمی و فناوری و... - تقویت و توسعه همکاریهای دانشگاههای کشور با دانشگاههای معتبر جهانی بهویژه در برگزاری دورههای تحصیلات تکمیلی مشترک در رشتههای اولویتدار ملی. - ایجاد شبکههای علمی و پژوهشی بین دانشمندان ایرانی و جهان اسلام برای تبادل دانش و تعامل علمی متناسب با اولویتهای ملی. - برنامهریزی برای ایجاد تقویت شبکههای دانشجویی بین دانشجویان و اعضای هیأت علمی دانشگاههای کشورهای مسلمان در راستای تقویت همگرایی و انسجام دربین نخبگان مسلمان. - تقویت همکاریهای دانشگاهی دوجانبه و چندجانبه، منطقهای و بینالمللی با اولویت کشورهای همسایه. - تلاش برای حضور بیشتر دانشگاهیان در ساختارهای بینالمللی. - تقویت تعامل علمی و فرهنگی با جهان بهویژه حوزه تمدن اسلامی- ایرانی. - تقویت هویت اسلامی و ایرانی دانشجویان و استادان ایرانی خارج از کشور و حمایت از حقوق آنان و تسهیل مشارکت آنان در توسعه ملی. |
||||||